به عمل نيامده است . يارند ما نيز از اين خصوصيتها بهرهمند است و لهجه و زبان خاصى دارد « 1 » كه به ناچار با زبان نطنزى و ابيانهاى و قمصرى يك نحوه پيوستگى دارد ولى چون در مورد آن تحقيق نشده از كم و كيف آن آگاهى نداريم .
اثر كهنى در اين ديه وجود ندارد و هرچه شكوه و جلال قديم وجود داشته باشد همه در نام با فخامت و جلالت آن نهفته است و ما هم به بحث در آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
با دقت بر روى كلمهء يارند متوجه مىشويم كه اين كلمه از سه جزء « يا + ر + ند » تركيب يافته است ، اما جزء اول « ياء » همان تحريف يافتهء « آو » است كه برحسب لهجههاى مختلف با آهنگهاى گوناگون تلفظ مىشود و در گردونهء تطور و تحول به صورت « ياء » درآمده است و اما حرف « ر » جزء دوم همان « ر » هموند است كه به صورت وقايه براى خلاص شدن از دشوارى تلفظ حروف مصوتهء متتابع به كلمه اضافه مىشود و اما جزء آخر « ند » همان صورت ديگرى از « وند » است و مىدانيم كه « وند » از ريشهء اوستايى « ونت » آمده و اغلب به صورت « وند » و گاهى به صورت « ند » در مىآيد . و گاهى به صورت « مند » مثل نيازمند ، ارجمند ، توانمند ، و بسيارى ديگر و در صورت « ند » مثل هرند ، گرند ، خود يارند ، فريزند و بسيارى ديگر . بنابراين « ند » اينجا همان تخفيف يافتهء كلمهء « مند » است و يارند بر روى هم به معناى « آومند » يعنى « آبدار » است . يعنى جايى كه آب دارد . مىتوان فكر كرد كه « آورند » تخفيف يافتهء كلمهء « آوآوند » است و تمام آنچه كه در اينباره گفتيم در اين مورد هم صادق است و حرف « راء » وقايه براى رفع دشوارى تلفظ تتابع حروف مصوته به كار آمده است .
يزد
Yazd
يزد نام شهرى بزرگ ، باشكوه و در سنوات اخير ، زيبا ، صنعتى و داراى اقتصادى بسيار شكوفاست و اشهر از آن است كه لازم باشد در اين فرهنگ به آن بپردازيم ولى به حكم اينكه ديههاى آن ناحيه را به تمامى از نظر گذرانديم به خود آن نيز بايد بازگرديم . اگر در نقشهء جغرافيا نگاه كنيم يزد را در شرق منطقهء مركزى ايران مىبينيم آنجا كه دورتادور آن را
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : لهجهها و زبانهاى ايرانى از احسان يارشاطر ، در مقدمهء لغتنامه ، ص 21 .