نام ديههاى آن قرار گرفته است از مراكز كهن تمدن ايران بوده است .
واژهشناسى :
فورا بگوييم كه در برخى منابع و فهرستها ديده مىشود كه هنّا را به « ح » تازى مىنويسند ( حنّا ) و اين البته سهو و تخليطى بيجاست . حنا ( بدون تشديد نون ) گياه رنگكنندهاى است كه براى خضاب به كار مىرود و در فارسى و عربى استعمال دارد و مركز تهيه و كشت آن در نواحى كرمان و جنوب است . نه در ناحيهء سميرم و نه در اردستان ، كشت « حنا » رايج نيست ؛ پس اين محل هيچگونه ارتباطى با « حنا » ى رنگآميزىكننده ندارد .
هنّا يك لغت فارسى باشكوه و دلاويز است مركب از دو جزء « هن + نا » . « هن » در فارسى به معناى خانه است چنان كه از پيش گفتهايم و « هن » و « خن » يك واژه است با يك معنى و « نا » به معنى آب است و روى هم هنّا يعنى « جايگاه و خانهء آب » . « 1 »
هنجن
Hanjan
نام ديهى است نامور و بزرگ كه آن را در عداد ديههاى دهستان چيمهرود شهرستان نطنز به شمار آوردهاند . « 2 » دربارهء ديههاى نواحى نطنز اين نكته را همواره تذكر دادهايم كه اين نواحى بسيار خوش آب و هوا ، كوهستانى و در عينحال حاصلخيز و مردم آن از يك شكوفايى اقتصادى و اكتفا به نفس بهرهمند هستند . سرتاسر ناحيه كهن و قديمى است و نشانهاى بسيار آن هم در طرز معيشت ، وضع ساختمان ، اعتقادات و مخصوصا در زبان و لهجهء آنها كه زبان خاص نطنزى است ديده مىشود . يكى از علايم قدمت تمدن در اين ناحيه وجود ديههاى بزرگ و معتبر با واژههاى پارسى كهن مىباشد از قبيل يارند ، وش ، كجان ، ابيازن ، ابيانه ، اور و غيره و غيره . « 3 » رجال و معاريف بسيارى در عصر ما به اين ديه هنجن منسوباند كه نشان هوشمندى مردم آن است . رودخانهاى از كنار هنجن مىگذرد و از روى پلى معروف به همين نام جادهء ديههاى اين ناحيه عبور مىكند . « خود پل هنجن » را آمارگيران آبادىيى به حساب آورده و براى آن يك نفر جمعيت ذكر كردهاند . هنجن داراى
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : عنوان ازناوله ، نيه و نىنى و همچنين هنجن و عناوين مشابه در همين فرهنگ مانند هنو ، هنزا ، هنگره و غيره .
( 2 ) - در سال 1375 هنجن 213 نفر جمعيت داشته است .
( 3 ) - ن . ك . به اين عناوين در همين فرهنگ .