اينكه اينجا آب دارد ، آب خوب دارد و خوش آب است .
هبيبك
Habibak
اين واژه حبيبك نام نوشتارى رايج ديهى است در دهستان پشتكوه موگويى از شهرستان فريدن ، تمام ويژگيهاى ناحيهء فريدن و خصوصيات جغرافياى تاريخى و جامعهشناسى آن در نامواژهء فريدن به تفصيل آمده است به آن رجوع شود . « 1 » ازاينرو در اينباره به اختصار پرداخته و مىگوييم كه ناحيهء پشتكوه موگويى بسيار سردسير و در عينحال حاصلخيز ، ديمزار و بسيار آباد و خرم است . ناحيهء فريدن از نواحى قديم حضارت و تمدن ايران به شمار رفته و مىرود و دليل آن ديههايى همچون كمران ، گلوسه ، وارنا ، مزان ، وزوه ، دستگرد و غيره و غيره است « 2 » كه قدمت آن را آشكار مىسازد . بنابراين توضيحى در اينباره نمىدهيم و به تحقيق در نام آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
حبيبك آنگونه كه امروز مىنويسند و تلفظ مىكنند از دو جزء « حبيب + ك » تركيب شده است . جاى ديگر « 3 » به تفصيل گفته شده كه حبيب نمىتواند در نام ديه كهنى قرار گيرد . در يك نام تازه كه قدمتى نداشته باشد وجود آن نهفقط غرابت ندارد بلكه خود به ما مىگويد كه حبيبنامى آن را ايجاد كرده . ولى در ناحيهاى قديم و ديهى قديم نمىشود واژهء عربى وجود داشته باشد تا حبيبنامى آن را آباد كرده باشد . پس بايد ديد كه « حبيب » از چه اصلى آمده است . در نامواژهء حبيبآباد توضيح داده شده است كه اهل محل زيستگاه خود را هبّاد مىخوانند در اينجا نيز هبيبك تصحيف شدهء « هو + آب + ك » است .
جزء اول « هو » به معناى خوب و جزء دوم به معناى آب است كه به اين صورت تخفيف يافتهء جزء آخر علامت تصغير است . پس صورت اصلى واژه كه بعدها در گردونهء تطور افتاده و به صورت حبيبك درآمده « هوآبك » است ، يعنى ديه كوچك خوش آب يا ديه كوچكى كه آب خوب دارد . براى امثال و نظاير نگاه كنيد به توضيحات ذيل نامواژهء حبيبآباد .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به نامواژه فريدن در همين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى كمران ، كلوسه ، مزان ، وزوه و دستگرد در همين فرهنگ .
( 3 ) - ن . ك . به : حبيبآباد .