نامبردار اين ناحيه شمرده مىشود . « 1 » پىهاى ستبر ، ديوارهاى كلفت كيفيات ساختمانى كهن ، با خشت خام و برجهاى بلند كبوتر ( امروز كمتر ) و همچنين استحكام مبانى اخلاقى و يك نوع زندگانى با اكتفاى به نفس ، كه امروز كمتر شده است ، همه دليل قدمت اين دهكده است . دربارهء برخوار و جامعهشناسى و خصوصيات ديگر و نام آن رجوع كنيد به برخوار ، در اينجا اجمالا مىگوييم كه اين ديه در اين سرزمين با خصوصيات خاص خود ممتاز مىباشد . در ساليانى پيش كه به فكر ايجاد جنگلى در صحراى گستردهء شمال غربى آن افتادند چاهى ژرف كندند كه اتفاق را آرتيزين از كار درآمد و تا مدتها آب آن خود بالا مىآمد و جارى مىشد و به همين پشتيبانى جنگل بزرگى را پى افكندند ولى چون زمينها شورهزار بود و راه بهرهبردارى از اينگونه زمينها را دستاندركاران نمىدانستند ، جنگل آن سرسبزى و خرمى و پايدارى را به دست نياورد و آب چاه نيز كمكم فرونشست و به تلمبه نياز پيدا كرد تا امروز كه آب آن بسيار كم شده است . قنات محل نيز كه از روزگاران پيشين بسيار خوب و پرآب بود امروز اگر خشك نشده باشد خيلى كمآب است ، در دور و بر آن مزارع اقمارى وجود دارد كه براى رعايت اختصار از نام بردن آنها خوددارى مىكنيم .
دربارهء جغرافياى تاريخى آن رجوع كنيد به نامواژهء برخوار و مضافات آن . ياقوت از اين محل ذيل حبيبآباد نام نبرده و اين ظاهرا نشانهء اين است كه تا آن زمان ( اوايل قرن هفتم ) نام اين محل حبيبآباد نبوده است . زمين گستردهء فراوان دارد و آب آن كم و محصول آن غلات و در اين اواخر چغندر قند و امثال اينها بود كه به ناچار قلت آب محصولات آن را نيز كاهش داد .
اينك براى برخوار آبراههء جديدى در شبكهء تازهء زايندهرود ايجاد كردهاند كه هنوز درست آب گسترده و فراوان به ناحيه نمىدهد ، ولى اميد مىرود در آيندهء نزديكى ثمرات آن آشكار شود ، چون قدمت محل معين شده است مىپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
حبيبآباد نامى است كه برحسب شيوهء جارى به ما مىگويد « حبيب » نامى آنجا را آباد كرده است . توضيح آنكه اسامى اشخاص به انضمام آباد چون محمدآباد ، عباسآباد ، حسنآباد و . . . همه بر اين اساس تركيب شده كه نام آبادگر به انضمام واژهء آباد ، نام ديه قرار مىگيرد در ظاهر امر همچنين آشكار مىشود كه حبيبآباد آباد شدهء فردى
هامش
( 1 ) - در سال 1375 جمعيت شهر حبيبآباد به 8005 نفر رسيده است .