چشمهها و نزولات آسمانى تكيه دارد و اين همه در حاصلخيزى آن مؤثر بود . پيش از اين ناحيتى بود ديمزار كه اينك محصول ديم آن نيز كم شده است . در سال 1345 جمعيت اين ديه را 64 نفر قيد كردهاند « 1 » و در سال 1375 جمعيت آن 71 نفر سرشمارى شده است . به حكم اينكه اين ناحيه از مراكز قديم سكونت و آبادى ايران بوده است اسامى كهن بر روى ديههاى آن بسيار زياد است و از جملهء آنها همين وهرگان حاضر است كه به آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
واژهء وهرگان در واقع صورت ديگرى از « پهله » است . اولا حرف « و » مبدل از « پ » است . « 2 » و ديگر آنكه حرف « ر » نيز مبدل از « ل » است . بنابراين واژه در تقطيع صحيح چنين است : « وهرك + ان » و حرف « ك » صورت ديگرى از حرف « ه » است زيرا حرف « ك » پهلوى در فارسى به « ه » تبديل مىيابد بنابراين تقطيع وهرگان به اين صورت است : « پهله + ان » .
پهله همان صورت ديگرى از پارت است و پارت و پارتيان معادل پهليان و همچنين به معناى شهر است و نيز به معناى مرد شهرى و دلير ( پهلوان ) . بنابراين وهرگان ما به صورت « پهله + ان » يعنى درست معادل پارتيان است .
ويجه
Vije ( h )
ويجه نام ديهى است كوچك در دهستان پشتكوه از شهرستان فريدن . در سال 1345 جمعيت اين ديه 51 نفر بوده است « 3 » پشتكوه موگويى و همچنين دهستان پيشكوه آن چندان از نظر اقتصادى قابل توجه نيست . زراعت آن رو به كاستى دارد و جمعيتش رو به كمى .
مالكان بزرگ پس از اصلاحات ارضى و شوريدن زارعان عليه آنها كمتر در محل خود باقى ماندهاند و سرپرستى ديهها از شدت و حدت باز مانده است و افت اقتصادى محسوس است . ديهها اكثر تقسيم شده ، وسعت مزارع كم شده و سرپرستى چشمهسارها و قناتها ضعيف گشته است . اكثر خانها و خانوادههاى آنان كه به شهرها آمدهاند به جايگاه بالايى دست نيافتهاند . در محل نيز آبرخ چندانى ندارند . ميان ديه و شهر آوارهاند . نه شهرى تام و
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 279 م . آ . ا . ص 61 .
( 2 ) - ن . ك . به : لغتنامه ، فاتحهء حرف « و » .
( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 60 .