خلاصه مىشود . ببينيم نامش چه معنا دارد .
واژهشناسى :
يكبار ديگر سزاوار است اين نكته تذكر داده شود كه مراد از پيدا كردن وجه تسميه در اين فرهنگ بيان يك حادثه يا امرى كه به جهتى نام كلمه در آن آمده باشد و اندكى هم غرابت در آن باشد نيست . در پيدا كردن وجوه تسميهء بيشتر نظر ما بازگشتن به اصل و بنياد واژه است تا ببينيم در لهجه و زبانى كه به آن تعلق دارد خود واژه چه معنى دارد و همينكه اشتقاق آن معلوم شد و معناى آن دانسته شد وجه تسميهء آن نيز دانسته مىشود و كيفيت تطور آن هم . گفتهايم كه طوايف آريايى كهن در نامگذارى خود خصوصيات محل را در نظر مىگرفتند و همان خصوصيات را براى نام ديه و محل سكونت خويش شاخص قرار مىدادند . واژهء و نهر يك واژهء بههمريخته است و فهم معناى آن در ابتدا دشوار مىنمايد . ولى با دقت در آن معلوم مىشود كه از دو جزء « ون » و « هر » تركيب يافته است . واژهء « ون » همان است كه سابقا هم بسيار با آن برخورد كرده بوديم مثل ناژوان ، شيروان ، نخجوان ، كمبوان و غيره و غيره و اين پسوند گاه به صورت « ون » هم درمىآيد ، چنان كه فى المثل كلمهء نارون همان ناروان است . « 1 » معمولا اين واژه به صورت پسوند ، همانطور كه در اين امثله نموده شد در آخر كلمه مىآيد ولى اينجا در جلو حروف واژه آمده است و اگرچه خلاف رايج است ولى در اصل معنا تغييرى پيدا نمىكند . « ون » در اينجا نيز به معناى صاحب و دارنده است ، يعنى همان پسوند است كه به اين معنى در آخر كلمه مىآمد و جزء دوم هم خود مركب است از واژهء « هو + ر » و مىدانيم كه جزء اول آن « آو » به معناى آب است و « ر » همان حرف هموند است كه اكثر به « آو » مىچسبد و به صورت « هر » شنيده مىشود و روىهمرفته به معناى آب است و و نهر مقلوب هرون است به معناى دارندهء آب و اتفاقا اين محل همچنانكه در بالا سبق ذكر يافت آب و درخت فراوان دارد و رودخانهء زايندهرود در خاور آبادى روان است . نامواژههاى هوره و هرند و هرمدان ديده شود .
ونين
Vonin
ونين نام ديهى است نسبتا بزرگ كه در عداد ديههاى دهستان حومهء اردستان به حساب آمده
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه .