يك واژهء دانسته و شناخته شده و معمولبه در اصفهان است .
واژهشناسى :
در صورت ظاهر به نظر مىآيد كه بايد واژهء « ونش » مصدرى به صورت ونيدن نيز داشته باشد ولى چنين واژهاى نه در فرهنگها ديده شده و نه در لفظ و كتب مورد استعمال دارد . نحوهء استعمال « ونش » در صورت فعلى ونش دادن و ونش كردن و ونش شدن است . در طومار منسوب به شيخ بهائى ، « 1 » كه سهام آب ديههاى اصفهان را از زايندهرود برحسب زمان و مكان و مقدار تعيين مىكند همهجا واژهء ونش را به كار مىبرد .
واژهء ونش در اصطلاح اين طومار نوبت آب و يا به حساب دقيقتر مقدار آبى است كه در زمان معين به صورت « حقآبه » بين بلوكها و ديهها تقسيم مىشود . بهطور خلاصه معنى « ونش » اين است كه برحسب تقسيم آن طومار ، وقتىكه آب زايندهرود فراوان است ، در زمستان و از اول فروردين تا 15 خرداد ، آب رودخانهء زايندهرود آزاد است و هر مادى ( اصطلاح خاص اصفهانى به معناى نهر ) ، هر چقدر مىتواند و مىخواهد مىتواند آب بردارد . از پانزدهم خرداد ( به اصطلاح طومار ) ونش رودشتى است يعنى تمام آب رودخانه سهم رودشت است تا 15 روز و از آن پس آب رودخانه دوباره به صورت اول از ابتدا تا انتها بين ديهها به حساب مقرر تقسيم مىشود . و اين تقسيم بر دو گونه است اگر آب فراوان است به صورت « سركرده » ، و « سركرده » اصطلاح خاص طومار است ، يعنى در ماديها را ميراب كموبيش مىبندد تا آب به بلوك زيردست هم برسد و چنان تقسيم مىكند كه آب در رودخانه جريان پيدا كند نه اينكه بالادست بيشتر ببرد و پاييندست محروم بماند ؛ چندانكه آب به همهء صاحبان سهام برسد و اين ترتيب را « سركرده » اصطلاح كردهاند و اگر در سالى باشد كه آب قلت داشته و ترتيب ( سركرده ) ممكن نباشد آنوقت آب را « ونش » مىكنند يعنى برحسب سهام ، چند روز مال بالادست است و سپس ماديهاى بالادست را مىبندند تا به پاييندست برسد . و چنين استعمال مىشود « ونش » رودشت و « ونش » براآن و غيره و از اينجا معلوم مىشود « ونش » يعنى نوبت آب دادن و آب رسيدن است .
هامش
( 1 ) - شيخ بهائى در زمان شاه عباس بوده است ( وفات 1031 ه . ق ) و طومارى كه به نام او مشهور است برحسب صراحت مقدمهء آن در سال 923 ه . ق تنظيم شده است ولى بههرحال به نام شيخ بهائى شهرت يافته است . ن . ك . به :
مقالهء اينجانب به نام « طومار سهام آب زايندهرود » در فصلنامهء فرهنگ اصفهان ، سال 1379 .