آنها و كيفيت تطور و اشتقاق آنها .
واژهشناسى :
و چه در تقطيع به دو جزء « و + چه » تقطيع مىشود . جزء اول تخفيفيافتهء واژهء « وه » ( به كسر اول ) به معنى « به » است كه در بسيارى از نامهاى كهن ديده مىشود مثل ورامين و ورامينه ( تهران ) ، وشاره ( اصفهان ، تفرش ) و غيره و غيره و جزء دوم « چه » همان « شه » است كه برحسب لهجههاى مختلف « شه » به « چه » تبديل مىشود و مىدانيم كه « شه » از شستن و شوييدن است و در واژههاى بسيار مثل هفتشويه ، رامشه ، قمشه ، كمشهچه و قمشان ( اصفهان ) و غيره داشتيم منتها در اينجا حرف « ش » به « چ » تبديل شده است و باز هم مىگوييم كه « ش » و « ج » و « چ » و « ژ » و « ز » در لهجههاى مختلف آسان به همديگر تبديل مىشود . مثالى بياوريم ، « كرشگان » و « كرسگان » معادل كرچگان است و اين مسأله را با امثلهء متعدد در اين فرهنگ توضيح دادهايم . « 1 » اصلا در اصفهان ديده شده كه در تداول عامه آبپاشى را آبپاچى تلفظ مىكنند و اين نشان ديگرى از همين خو و علاقهء مردم به تبديل اين دو سه حرف به يكديگر است . در مورد وج ، بايد دانست كه وج و و چه يك تلفظ دارند و به يك معنى مىباشند . اين را هم اضافه كنم كه در فرهنگها « وج » و « بج » را به معنى زهاب و زراعت ديم هم آوردهاند كه با نام ديه بىتناسب نيست .
وراعون
Var un
وراعان كه همواره آن را به مزرعهاش به صورت مزرعهء وراعون مىنويسند و مىآورند ، صورت تداول عامهء اين لغت است و الّا اصل صحيح آن مزرعهء براآن است كه در تداول عامه گاهى وراعون و گاهى وران
( Veran )
و گاهى ورون
( Varown )
تلفظ مىشود . دو چيز سبب شده است كه نام و نامنويسى اين واژه به اين صورت درآيد . يكى غلبهء فرهنگ عربى كه « الف » ، « واو » ، « نون » و « اون » فارسى را به صورت « عون » عربى درآورده و ديگر اينكه در تداول عامهء اصفهان علاقهاى هست كه جزء « ان » آخر كلمات را به صورت ممال واوى « اون » تلفظ نمايند . اين مزرعهء كوچك در سال 1348 فقط 21 نفر جمعيت داشته است « 2 » و آن را در عداد ديه عقدا به حساب آوردهاند . دربارهء خصوصيات جغرافيايى و
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : اين عناوين در همين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 131 .