جزء بر روى هم رفته جايى است كه آب روانشونده و شوينده دارد .
وانشان
V ne n
وانشان ديهى بزرگ است در دهستان موسوم به عربستان از شهرستان گلپايگان كه جمعيتى بسيار دارد و در سال 1345 جمعيت آن را 1870 نفر برآورد كردهاند . در اين ديه مردم به زبان و لهجهء خاص وانشانى صحبت مىكنند كه لهجهاى است شبيه به گزى و متأسفانه روى آن هنوز مطالعات كاملى انجام نگرفته است و خود يكى از نشانهها و آثار باقيهء تمدن كهن است . لهجهء وانشانى چون به گوش برسد نرم و ملايم است و سخت و ثقيل نيست و پيداست كه از لحاظ اصالت يا قدمت مقام مهمى دارد كه بدينگونه در اطراف وانشان شيوع دارد . محصول آن بيشتر گندم و جو و بنشن مىباشد . داراى آب و هواى خوش است . متأسفانه شهرگرايى در اين ناحيه نيز همچنان نفوذ كرده است و ديوارهاى آجرى و درهاى آهنى ، كه نشان آن است ، اينسو و آنسو به چشم مىخورد ؛ ولى آنچه سابقهء كهن و تمدن را به دست مىدهد همان نام و لهجهء آن است و چون مجال گفتوگو در مورد لهجهء آن را نداريم به نام آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
وانشان از دو جزء تركيب شده است : « وا + نشان » . جزء اول مقلوب واژهء « او » است كه در سير تطور « او »
( Ow )
به صورت « وا »
( Vaw )
و سپس « وا » درآمده است ، ولى معناى آن محفوظ است و به معنى آب است . نامگذارى با آب شيوهء مطلوب و كهن آريايى است . اما جزء دوم « نشان » از همان نشان به معناى علامت مىباشد و وانشان روى هم رفته به معناى آن است كه نشانى از آب خوب دارد . چه خوب بود اگر در لهجه و زبان وانشانى تحقيق مىشد و فيلمى گويا و زباندار از محل و مردم و گفتوگوى آنها گرفته مىشد تا نشان درخشانى از تمدن گذشتهء وانشان باقى بماند .
وج
- و چه
وجاره
Vej re ( h )
وجاره نام ديه كوچكى است كه برحسب تقسيمات اخير آن را در دهستان براآن شمالى قرار