خوب و نامآور .
دربارهء جغرافياى اقتصادى و جامعهشناسى روستايى آن هرچه در اين مورد بگوييم كم گفتهايم و مجموعهء كاملى از توضيحات راجع به اين امور را ذيل عنوان ماربين در همين فرهنگ آوردهايم . اينك نام دلاويز آن .
واژهشناسى :
در تقطيع كلمهء وازيچه به اجزاى « وا + زى + چه » مىرسيم . جزء اول مقلوب واژهء « او » به معنى آب است و مىدانيم كه قلب ( جابهجايى حروف ) يكى از اصول مهم تطور است ( مقدمه ديده شود ) . اما جزء دوم « زى » آشكار است كه از ريشهء زيستن است و جزء آخر « چه » علامت تصغير است . يعنى زيستگاه منسوب به آب . وازيچه تصغير « وازى » است و پسوند « چه » مىگويد كه از ديرباز ديهى كوچك بوده كه نام وازيچه را به خود گرفته است و گاه چون با ديه احمدآباد به هم نزديك است آن را احمدآباد وازى بخوانند .
واشه
V S e ( h )
واشه ديهى است در دهستان حومهء نايين . ديه بزرگى نيست و در سال 1345 فقط 8 نفر جمعيت داشته است . « 1 » دهستان حومهء نايين از لحاظ تعداد ديههاى خود از ساير دهستانهاى نايين معتبرتر به شمار مىآيد . چون تقريبا 250 پارچه آبادى در آن وجود دارد ولى همه كوچك و كمجمعيت و فقير است . علت شايد اين باشد كه در اين ناحيه آب زيرزمينى در روزگاران پيش بسيار بوده است و مردم به شوق آن اين قناتها را كنده و ديهها پديد آوردهاند ولى كمكم آبها كم شده و ديهها رو به ويرانى نهاده تا به حال فقيرانهء امروز افتاده است . تمام ناحيه قنات آب است و با قلت نزولات آسمانى همه دارد كوچك و كوچكتر مىشود و بسيارى متروك شده . براى خصوصيات ديگر ناحيه نامواژهء نايين ديده شود و در اينجا به نام آنكه اهم مقاصد ما است مىپردازيم .
واژهشناسى :
در بادى نظر واشه بىمعنا مىنمايد ولى با دقت بيشتر مىبينيم كه به دو جزء « وا + شه » تقطيع مىشود . جزء اول برحسب امثال و مشابه آن مقلوب « او » است « 2 » به معنى آب . و جزء دوم « شه » از ريشهء شوييدن و شستن به معنى روان و شوينده است و دو
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 83 .
( 2 ) - ن . ك . به : همين فرهنگ ذيل وانشان ، واريان و غيره .