دادهاند . در سال 1375 اين ديه 136 نفر جمعيت داشته است . « 1 » ناحيت براآن از اين پيش ناحيهاى عقب افتاده ، مالارياخيز ، كمجمعيت و فقير بود ولى در سنوات اخير به علت دستيابى به مراكز بهداشتى و ارتباط با شهر و الحاق آب كوهرنگ ، وضع اقتصادى آنها بهتر شده و جمعيت آن نيز افزايش يافته است . همانگونه كه از نام براآن و نامهاى ديگر مضافات آن پيداست ، اين ناحيه ناحيتى بسيار قديم و مركز تمدن و سكونت اقوام ايرانى بوده است و منابع تاريخى اصفهان همه از براآن ياد كردهاند . براى آگاهى از جامعهشناسى اين ناحيه به نامواژهء براآن و مضافات آن در همين فرهنگ مراجعه شود .
واژهشناسى :
اين نامواژه از سه جزء « و + جار + ه » تركيب يافته ، اما جزء اول صورت ديگرى از واژهء « وه » است كه در فارسى اكثر به صورت « به » درمىآيد و گاه باقى مىماند ولى باز به همان معناى « به » و نيكوست و چون حرف « ج » مبدل از « ش » است ، وجاره همان صورت ديگرى از وشاره است كه به معناى بهشهرك مىباشد و با واژهء وشاره همشكل است .
( نامواژهء وشاره ديده شود ) .
و چه
Vac ? e ( h )
و چه ديهى كوچكى است در دهستان حومهء نايين كه جمعيت آن فقط 11 نفر بوده است . « 2 » و نيز وج ديهى است در دهستان جوشقان از شهرستان ميمه كه در سال 1345 جمعيت آن 178 نفر بوده است . « 3 » هم دهستان حومهء نايين و هم دهستان جوشقان هردو كمجمعيت است و با اينكه هردو به يك معنا در مراكز مهم تمدن كهن ايرانى قرار دارند ؛ دليل اين قدمت همان وجود لهجهء خاص و گويشى است كه در اين ديهها تا امروز رايج است و ما مكرر از آن ياد كردهايم . اگر در محلى زبان كهن تاكنون حفظ شده باشد به ناچار بايد گفت كه خود آن هم قديمى است و از آن تمدن قديم هم نشانى دارد . علت كمى جمعيت در اين ديهها قلت آب است و قلت آب ناشى از كمشدن نزولات آسمانى است كه دايم كم و كمتر مىشود . در جامعهشناسى اين روستاها چيز قابل ذكرى در اينجا نيست و مىپردازيم به نام
هامش
( 1 ) - فهرست آمار ايران مربوط به سرشمارى 75 - 65 ، ص 438 .
( 2 ) - ن . ك . به : همان ، ص 83 .
( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 29 .