جمعيت داشته است . « 1 » ناحيهء فريدن بهطورى كه از نامش پيداست و همچنين از نام ديههايى از آن همچون آشگرد ، بادجان ، دهق معادل دهك ، غرغن ، موغان ، « 2 » و خود اين ديه ننادگان از مراكز قديم تمدن و حضارت ايران بوده است در اين ناحيه اتفاقا اكثر ديهها پرجمعيت است بزرگترين ديه آن دامنه با 2069 نفر جمعيت و ديههاى پرجمعيت ديگرى همچون بادجان و همين ديه ننادگان نشانهء اين است كه در اين ناحيه امكانات زيست فراوان است . نزولات آسمانى بسيار و آب و هواى خوش و مساعد هم به كثرت محصولات و حاصلخيزى خاك كمك مىكند و روى هم رفته اين ناحيه ، ناحيتى است غنى و از لحاظ اقتصادى شكوفا و توانا . معلوم نيست تحت تأثير چه عاملى مردم برخى ديههاى آن به زبان تركى سخن مىگويند و اين خصوصيت در همهجا در نواحى غرب و جنوب غربى اصفهان ديده مىشود . در اين ناحيه به علت بارندگى فراوان و نااستوار بودن ساختمانها ، كه اكثر با خشت خام برآورده شده است ، بناى تاريخى كهنى وجود ندارد ، آنچه از قدمت و سابقهء كهن تمدن است در نام آن خلاصه مىشود .
واژهشناسى :
چنان كه پيداست ننادگان از سه جزء « نن يا ننه + اد + گان » تركيب يافته است .
جزء اول « ننه » نيازمند بحث و گفتوگوى بسيار نيست . « ننه » در زبان پارسى به معناى مادر است و در سرتاسر ايران به همين معنا رايج مىباشد . واژهء ديگر زبان پارسى براى اين معنا داريم كه خود كلمهء مادر است و با نام مادر نامهاى بسيارى در اطراف ايران نامبردار مىباشد و نشان حرمتى است كه ايرانيان به مادر مىنهادند . از آن جمله مادركان ( اصفهان ) ، مادر سليمان ( مرودشت ) ، مادر و دختر ( ممسنى ) مادرخورد ( بيرجند ) و بسيارى ديگر . در عرف عامه و مصطلح « ننه » به معناى مادر است و با همين واژه نيز نامواژههاى بسيار در اطراف ايران داريم از جمله ننه ( مريوان ) ، ننهگران ( بافق ) ، ننوئيه ( كرمان ) ، ننگو ( سيرجان ) و بسيارى ديگر و جزء بعد « آد » به معناى آب است و حرف « د » مبدل از « ب » « 3 » است . چنان كه در سيافشاد و كليشاد ، نوشاد ( بيجار ) و نوشادى ( رامهرمز ) و بسيارى نامواژههاى ديگر آمده است . اما جزء
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 69 . جمعيت اين روستا در سال 1375 به 2634 نفر رسيده است .
( 2 ) - ن . ك . به : همين عناوين در اين فرهنگ .
( 3 ) - ن . ك . به : فاتحهء حرف « د » ، در لغتنامه و برهان قاطع .