شده و از دست رفته است و هرچه هست در نام آن خلاصه مىشود .
در تعريف و توضيح جغرافياى تاريخى و جامعهشناسى روستايى آن به همين اندازه قناعت مىورزيم و مىپردازيم به تحقيق دربارهء نام آن .
واژهشناسى :
مولنجان از دو جزء « مو + لنجان » و جزء دوم « لنج + ان » تركيب يافته است .
دربارهء جزء اول اين واژه يعنى « مو » پژوهشهاى بسيارى به عمل آوردم . سرانجام پس از فحص بليغ به اينجا رسيدم كه واژهء دو حرفى « مو » كه بر سر اسامى ديگر شبيه به اين نام حاضر ما نيز مىآيد تخفيف يافتهء كلمهء « مان » است و « مان » در زبان فارسى به معناى خانه و جايگاه است و به صورت خانمان و دودمان و گرزمان و در حال حاضر در زبان نيز وجود دارد . كيفيت تحريف و تخفيف آن از « مان » به صورت « مو » چنين است كه معمولا در لهجهء روستايى اصفهان تلفظ « مان » به صورت « مون » در مىآيد مثلا واژهء خودمان تلفظ مىشود خودمون در ضمير متصل « مان » نيز مثلا رفتنمان ، خوردنمان ، بودنمان به صورت رفتنمون ، خوردنمون و بودنمون درمىآيد و در تلفظ آنچه به گوش مىرسد در اين لهجه « نون » آخر نيز ساقط مىشود و گفته مىشود رفتنمو ، خودمو ، از روى اين مثال و دلايل زبانشناسى ديگر آشكار مىشود كه تحريف و تخفيف « مان » به « مو » يك قاعدهء تطور و تحول لغات است كه آسان « مان » به « مون » و سپس به « مو » تبديل مىشود . بنابراين مولنجان در واقع تغيير يافتهء مانلنجان است . اما جزء دوم يعنى لنجان نام بلوكى شناخته شده و كهن در اصفهان است كه ما به تفصيل دربارهء آن در عنوان لنجان گفتوگو كردهايم « 1 » و اخيرا براى اين بنده انديشهاى دست داده است كه اساسا « لنج » و يا « لنگ » ( صورت اصلىتر آن ) نام يك قبيلهء آريايى بوده است و لنجان يا لنگان يعنى محل سكونت لنگها و لنجها و النجان يعنى محل سكونت غير لنجها يعنى كسانى كه از لنج و طايفهء لنج نيامدهاند . اين تعبير هم صحيح است و هم مطلوب و بنابراين بر روى هم كلمهء مولنجان يعنى « مانلنگها » جايى كه لنگها خانمان دارند .
مونيه
Muniye ( h )
نام ديهى است كوچك داراى فقط 42 نفر جمعيت ( در سال 1345 ) « 2 » و در سال 1375 فقط 10 نفر جمعيت داشته است . اين ديه كوچك كه به مونيهء سفلى معروف است در
هامش
( 1 ) - ن . ك . عنوان لنجان و النجان در همين كتاب .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 8 .