به تفصيل در آن گفتوگو كرديم . « 1 »
واژهشناسى :
در ابتدا اين نامواژه در نظر ما شگفت مىآيد ولى با دقت بيشتر مىبينيم كه موگويى از دو جزء « موگو + يى » تركيب شده است . جزء اخير آن « ياى » نسبت است و در آن شكى نيست . مىرسيم به كلمهء « موگو » و به حكم اينكه حرف « گ » مبدل از حرف « غ » است ، درست اين كلمه « موغو » است . « 2 » و مىدانيم كه كلمهء « موغو » همان « موغ » است كه نامهاى بسيارى از امكنه در زبان فارسى بدان نامبردار مىباشد همچون موغان ، مغاره ، موغار و غيره و غيره .
اين واژهء موغ ( معادل مغ ) به صورت « مگو »
( Magus )
و « مگو »
( Maga )
مكرر در اوستا آمده است و در كتيبهء بيستون از داريوش بزرگ به صورت « مگو »
( Mogu )
ياد شده است كه همان واژهء « مغ » است . اين واژه در پهلوى به صورت « مغو » در واژهء « مغوپت » به معناى مؤبد استعمال زياد دارد . بنابراين موگوى فريدن ما همان واژهء « مغو » پهلوى است و تمام واژه به صورت موگويى يعنى جايى كه منسوب به مغان باشد و چنان كه در نامواژهء ديههاى اين نامواژه گفتهايم ديههاى بسيارى به نام مغان ( مؤبدان ) نامبردار بوده است . « 3 »
مولنجان
Mulenj n
مولنجان ديهى است از دهستان قهاب بخش حومهء شهرستان اصفهان در سرشمارى سال 1375 ، جمعيت آن 522 نفر بوده است . « 4 » اين ديه ، ديهى بزرگ و معتبر است با اراضى وسيع و پهناور . محصول آن بيشتر غله ، چغندرقند و انواع صيفى است مردم آن به سلامت نفس و صحت عمل و كار و كوشش معروفاند . شهرگرايى در آنجا رخنه كرده است و نظر به اينكه نزديك شهر اصفهان و فرودگاه اصفهان است و رفتوآمد با شهر براى مردمش آسان است . آسان مىتوان فكر كرد كه به زودى شهرگرايى در آن توسعه خواهد يافت . اثر تاريخى دور و بر آن نيست فقط برجهاى كبوتر كهن و ساختمانهاى خشتى با پىهاى ستبر نشان يك نحوهء معيشت ريشهدار آنجاست . بقيت تاريخ گذشتهء آن هرچه كه بود معدوم
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه ذيل واژهء موگويى .
( 2 ) - ن . ك . به : برهان قاطع فاتحهء حرف « غ » و مقدمهء مؤلف ص - يح - و لغتنامه فاتحهء همين حرف .
( 3 ) - ر . ك . به : نامواژههاى اين ناحيه در همين فرهنگ .
( 4 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 265 .