چوبى ) در ناحيه وجود ندارد ولى باز هم ديههايى با نامهاى كهن چون : لارگيچى ، تاد ، و نهر ، پلارت و رياخوان ( در تداول عامه ) و غيره بر قدمت محل شواهدى گوياست .
معيشت مردم در اين ديه و همچنان ناحيت لنجان ، از زراعت غلات و بنشن و دامدارى است و اخيرا اوضاع اقتصادى به علت امكانات بهداشتى بهتر و رفع آفات گياهى و حيوانى بسيار بهبود يافته است . دربارهء جغرافياى تاريخى و جامعهشناسى آن بسنده مىكنيم و مىپردازيم به تحقيق در واژهء نام آنكه اساس و عمهء مطلب ماست .
واژهشناسى :
چنان كه آشكار است موسيان از دو جزء « مو + سيان » تركيب شده است .
جزء اول « مو » همان تخفيف يافتهء « مان » است و در ذيل عنوان مولنجان به تفصيل از آن بحث كرديم و صورت تطور آن را نشان داديم « 1 » و اما جزء دوم « سيان » از واژه و ريشهء « زيان » و « زى » و « زيستن » مىآيد و مىدانيم كه در لهجههاى مختلف زبان فارسى حرف « سين » و « ز » زياد به هم تبديل مىشود ، پس « سيان » همان « زيان » است و « زيان » صفت و اسم از ريشهء « زيستن » است . يعنى موسيان آنجاست كه خانمان و زيستگاه و اقامتگاه است .
به تعبير ديگر موسيان ، « مانسيان » است يعنى توقفگاه و زيستگاه كه در آن زندگى مىشود كرد و بر خلاف زندگانى ايلياتى متحرك ، ثابت و پايدار است . چون اين فصل را به پايان برديم اين نكته را نيز توجه مىدهيم كه قبايل آريايى به حكم اينكه زندگانى خود را از راه دامدارى از يكسو و كشاورزى از سوى ديگر اداره مىكردهاند با اين هردو نوع زندگانى ؛ دامدارى متحرك و زندگانى ثابت نامبردار بودهاند و لازم بوده است به صورتى نشان دهند كه محل جايگاه و زيستگاه است و صورت ايلياتى و زندگانى متحرك ندارد به همين سبب در اطراف كشور كلماتى با همين معنا و يا به همين صورت ديده مىشود چنان كه موسيان ( اصفهان - دهلران ) موسقان معادل موسگان ( شيراز ) و غيره .
موغار
Muq r
موغار كه گاه آن را « مغار » هم مىنويسند و مىخوانند ديه بزرگى است در دهستان حومهء شهرستان اردستان كه در سال 1345 جمعيت آن 997 نفر بوده است « 2 » و امروز طبق آمار
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : عنوان مولنجان در همين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 8 .