مارمار
M rm r
مارمار هم مزرعه كوچكى در مقابل كوه تاريخى آتشگاه كه فهرستنگاران آمارگر نشريهء آمار ايران از ضبط آن غفلت كردهاند و ما نيز فقط به ضبط نام آن قناعت مىكنيم چون همهء آنچه لازم بود دربارهء « مار » بياوريم ، آوردهايم . « مار » - « مهر » است و در اين شكى نيست و مارمار يعنى « مهر مهر » .
مارنان
M rn n
مارنان نام محلتى است در جنوب غربى شهر اصفهان . سابقا آن را در عداد ديههاى ماربين قلمداد مىكردند و شايد به همين جهت يعنى قرب به جوار شهر آمارگران آن را ديگر ديهى نگرفتهاند و در عداد ديههاى ماربين از آن ذكرى نكردهاند . مكرر گفتهايم كه نتيجهء شهرگرايى همين است كه اژدهاى شهر روستا را مىخورد و سنت كهن كه وابسته به روستاست نابود مىشود و اينجا هم همين اتفاق افتاده است روستا نابود شده و فقط نام آن باقى مانده است .
بههرحال نام اين محل بر غربىترين پل كهن زايندهرود نيز گذارنده شده است و همان است كه حوادث و سيلابهاى بسيار ديده و همچنان استوار با نام كهن خويش ايستاده است . از جمله حوادث نزديكتر به ما اين است كه در سال 1135 ه . ق يعنى هنگام حملهء افغانان و محاصرهء اصفهان از طرف آنان براى اينكه افغانان به حصار اصفهان دست نيابند شاه سلطان حسين و يارانش چنان ديدند كه پل را خراب كنند ولى افغانان چون به جلفا رسيدند با استفاده از چوبهاى فراوان و بيشههاى كرانهء زايندهرود آن را به نحوى تعمير كردند و قابل عبور ساختند و حصار اصفهان را سختتر در گرد فرو گرفتند . بر اثر سيلاب سال 1373 ه . ش به يكى دو تا از دهانههاى پل آسيب رسيد ولى اخيرا به همت شهردارى اصفهان به نحو مطلوبى تعمير شده است و به همان صورت دلاويز قديم درآمده است . اين پل در عينحال بند نيز هست و آب را بالا مىآورد و از سوى يسار رودخانه آب فراوان به مادى كهن نياصرم « 1 » مىفرستند و در جلو پل رو به سمت شرق آبشار دلنشينى پديد
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نياصرم در همين فرهنگ .