تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
شده است ببينيم اين واژه چگونه تقطيع مىشود .

واژه‌شناسى :

مارجوئيه از سه جزء « مار + جو + اويه » تركيب شده است . جزء اول « مار » همان است كه از « مهر » تبديل شده است و جزء دوم « جو » همان « جو » است از جست‌وجو و سومين جزء « اويه » كه خود از دو جزء « او + يه » تركيب شده كه « او » به معنى آب است و « يه » علامت نسبت است . بنابراين « مارجوئيه » يعنى « مهرجوئيه » يعنى آبى كه « مهر » آن را جسته است . توضيح ديگرى دربارهء جزء « اويه » داريم كه بايد بگوييم و آن اينكه در اين دهستان بجز مارجوئيه ديه‌هاى ديگر به نام كوشكوئيه و كهنوئيه و كهروئيه و مرغچوئيه داريم و در تمام اينها ريشهء « اويه » به معنى نسبت آشكار است .
مارچو
M rc ? u
ديهى است از دهستان كچو در شهرستان اردستان ، كه در سال 1375 خالى از سكنه بوده است .

واژه‌شناسى :

به ماربين و مشابهات مراجعه شود و جزء دوم نامواژه « چو » در تلفظ اردستانى معادل « چه » علامت تصغير است . « 1 »
مارچه سفلى
M rc ? e ( h ) - S
مارچه سفلى آن‌گونه كه نامش در فهرست‌هاى مركز آمار ايران آمده است . « 2 » ديهى است كوچك كه آن را در جمع ديه‌هاى دهستان كوهپايه به حساب آورده‌اند . در سال 1345 اين ديه فقط 6 نفر جمعيت داشته است و معمولا هروقت كه سفلى براى ده مىگويند عليايى هم بايد داشته باشد ولى در اينجا مارچه عليايى ذكر نشده است . در سال 1345 اين ديه 6 نفر جمعيت داشته است . در حال حاضر به گمانم جمعيت آن بسيار كم شده چندان‌كه مىترسم اصلا ساكن نداشته باشد ، چون‌كه ناحيت دهستان كوهپايه همه كوهستانى و قنات آب است و قناتهاى آن كم‌عمق و كم‌آب مىباشد و در سالهاى اخير كه بارندگى كم شده آبادى اين دهستان هم كم و كمتر شده است چندان‌كه بسيارى از ديه‌ها يكسره خشك شده و مردم آن پراكنده شده‌اند و برخى را نيز هنوز نيمه‌جانى هست . به‌هرحال اين
هامش
( 1 ) - ماربين و مشابهات در همين كتاب . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 25 .