در كتاب محاسن اصفهان مافروخى و ترجمهء آن از ابو الرضا آوى شرح مفصل دربارهء ماربين داده شده و اشعار بسيار براى آن سرودهاند . آنچه در اينجا لازم است توضيح دهيم اين است كه مؤلفان كهن را كه ماربين را مارفانان و ماربانان خواندهاند اشتباهى دست داده و چنان كه در نقل عبارت مجمع التواريخ و القصص ياد كرديم و همچنين در محاسن و ترجمهء آن اينها همه فكر كردهاند كه ماربانان - مارفانان - مارين - ماربن ( ابو نعيم ) در حالىكه مطابق شعرى كه منسوب است به ابى الحسن على بن حسين حسنى دربارهء زايندهرود كه تمام آن در كتاب محاسن نقل شده عبارت چنين است : « و لقعلة فى ماربين تريك تحتك خبة من حيث بيت النار » . بنابراين مارفانان قلعه نيست ديهى هم نيست ، بلكه دهستان وسيع ماربين را امروز قدما گاهى مارفانان - ماربانان - مهربانان مىخواندند .
اين بود اشاراتى از گذشته و حالت حاضر اين دهستان نيز همچنين است ، جز اينكه اژدهاى توسعه يافتن اصفهان بسيارى از ديههاى نزديك به شهر اصفهان را بلعيده و باز هم دارد پيش مىرود و مردم محل دارند حالت روستايى خود را رها مىكنند و به شهرى شدن مىگرايند .
ما در اصفهان دو ماربين داريم يكى همين ماربين است كه ذكر آن گذشت و ديگر ماربين كوچكترى است و آن ديهى است نسبتا معتبر در دهستان برزآوند از شهرستان اردستان . در سال 1345 ، اين ماربين 621 نفر جمعيت داشته است . « 1 » و برحسب سرشمارى 1375 جمعيت آن 255 نفر شده است . اين ماربين كه دارد هم جمعيت و هم شكوفايى اقتصادى آن كم مىشود ، اين تنزل اقتصادى ناشى از كمآبى و قلت نزولات آسمانى است كه در تمام روستاهاى اردستان جارى است ؛ خصوصيتى شگرف دارد و آن اينكه به گويش يهوديان اصفهان سخن مىگويند . يعنى يك گويش بسيار نزديك به پارسى باستان و اگرچه گويشهاى محل در تمام دهستانهاى اردستان و نطنز و حوالى آن جارى است ولى اين ديه خاصا به داشتن اين زبان ممتاز است .
واژهشناسى :
چونانكه اجمالا در وصف ماربين گفته شد و بسى سخنها بايد دربارهء آن مىگفتيم و به اجمال پرداختيم بايد ببينيم كه تطور اين واژه چگونه است . حقيقت آن است كه ماربين از دو جزء « مار + بين » تركيب شده است . جزء اول « مار » همان حيوان زهرناك
هامش
( 1 ) - نشريهء 289 م . آ . ا . آبانماه 1345 .