تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
حال حاضر آن مراتع چندان سودبخش نيست . اثر قديمى وجود ندارد و به علت بارندگى نسبتا زياد محل همه‌جا ديوارها را مىبينيم كه با گذاشتن خارهايى بر سر آنها خواسته‌اند به طول عمرشان بيفزايند ، ولى منظرهء دلنشينى ندارد .

واژه‌شناسى :

بپردازيم به نام اين ديه ، در تقطيع واژهء لاوه به صورت « لا + آو + ه » در مىآيد . با واژهء « لا » آشنا هستيم كه به معناى رسوبات حاصل از آب است كه در جايى ته‌نشين مىشود و يا به معناى درهء تنگ است و به تفصيل دربارهء اين واژه پيش از اين سخن گفته‌ايم . در اينجا نيز با همان معانى به كار مىآيد ، اما جزء دوم « آو » همان واژهء آب است و جزء سوم « ه » علامت نسبت . پس لاوه يعنى آبى كه در « لا » قرار دارد و يا از دره‌اى كوچك رو به خارج جريان پيدا مىكند . لاوه يعنى « لاىآوه » يعنى آب منسوب به « لا » .
لاىبيد
L ybid
لاىسنگ آسيا ، لاسنگ ، لادرجه ، لاسيب ، لاجشك ، لارنگ ، لامحمود ، لايجان ، گزلا ، گزلاچه . اين عناوين را از اين جهت در يك‌جا جمع كرده و به عنوان نام واحد دربارهء آن توضيح مىدهيم كه واژهء « لا » و يا « لاى » در همهء آنها مشترك است و اغلب جزء دوم آنها آسان به ذهن مىرسد . در فرهنگها براى « لا » و « لاى » معانى متعدد ذكر كرده‌اند و از جمله در برهان قاطع كه عجالتا و نسبتا منبع موثقى است ، گويد : « علامت گل تيره و سياه را نيز گويند كه در ته حوضها بنشيند و تاى كاغذ و جامه و ريسمان را هم مىگويند ، همچون يك لاى ريسمان و لاى جامه و به معناى دره و كوه هم آمده است كه فاصلهء دو كوه باشد » . « 1 » در اصطلاح روستاييان ، جايى كه آب و مخصوصا سيلاب اندكى ايستاده باشد و رسوباتى از آن باقى مانده باشد « لا » مىگويند « 2 » و وجود رسوبات را نيز « لا » مىگويند . و در اين معنا درست همان معناى « لايه » را مىدهد . يعنى قسمتى از زمين كوچك زراعتى كه آب خوب دارد و سابقا از رسوبات آبهاى ايستاده و مرده و باتلاقهاى كهن پيشين تشكيل
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ذيل اين واژه و لغت‌نامه . نويسنده گاهى دربارهء اين كلمه بجز از مراجعه به فرهنگها شخصا از راه دقت در موضوع و پرسش از اهل زبان و فحص بليغ از امكنه و اصطلاحات روستايى معناى آن را به دست آورده است . ( 2 ) - تحقيق از اهل محل .