« غ » تبديل مىشود . « 1 » بنابراين تا اينجا « لاغر » يعنى صحرايى حاصل از رسوبات آبى كه از كوهستان فرود مىآمده ، و جزء سوم « ه » علامت نسبت است و لاغره روى هم يعنى ديه منسوب به چنين لايى .
لاكرا
L ker
اين نامواژه بر ديه كوچكى از دهستان جبل از شهرستان اصفهان اطلاق مىشود كه در سال 1345 ، فقط 8 نفر جمعيت داشته است . « 2 » جمعيت تمام ديههاى جبل به علت كاهش آب قناتها كم و كمتر شده و بسيارى ديهها از قرارى كه مىشنوم متروك افتاده است . دهستان جبل شامل دهكدههاى زيبايى بود با هوايى خوب و دلاويز و درختستانهاى سرسبز و خرم و ميوههاى شيرين و خوشطعم كه دامنهء كوههاى كركس را بهشتآسا ، خرم و خوش آب و هوا نگاه مىداشت ، اينك بر اثر خشكسالى خيلى از آن ديهها از ميان رفته و برخى ديگر نيز جمعيت آن به منتهاى قلّت رسيده است . براى جامعهشناسى و خصوصيات ديگر آن نگاه كنيد به نامواژهء كوهپايه و مضافات آن در همين فرهنگ .
واژهشناسى :
لاكرا ، از دو جزء « لا + كرا » تركيب شده ، جزء اول « لا » كه به صورت « لاى » هم مىآيد . مثلا لاىبيد به معناى فاصلهء ما بين دو دره و همچنين به معناى رسوب حاصل از آب است . ولى اينجا چون ناحيه كوهستانى است ظاهرا همان معناى اول از آن مراد است . « 3 » و جزء دوم « كرا » به معناى سود و بهرهمندى است ، همچنانكه در كرامند و در نظاير بسيار ديده مىشود كه به همين معنا در نامواژه قرار مىگيرد . پس لاكرا به معناى « لاى سودمند » است يا لايى كه سود دارد و بهره و منفعت از آن حاصل مىشود و با واژهء سود بسيارى از نامواژهها در سرتاسر ايران نامبردار است . « 4 »
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فواتح حروف « گ » و « غ » در لغتنامه ، برهان قاطع و مقدمهء مؤلف برهان قاطع در تبديلات حروف به يكديگر .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 25 .
( 3 ) - ن . ك . به : نامواژههاى لاشتر ، لاىبيد ، لاسيب ، لاجشك ، لامحمود و غيره و براى « لا » و « لايه » و « لاى » به برهان قاطع ، ذيل همين واژهها .
( 4 ) - ن . ك . به : نامواژهء سورگان ، سوران ، سوادگان و سوادجان در همين فرهنگ .