لاريار
L ry r
ديه كوچكى است در دهستان حومهء شهرستان نطنز و جمعيت آن فقط 7 نفر برآورد شده . « 1 » دربارهء « لار » توضيحات كافى دادهايم ، اطالهء مقال در اينباره لازم نيست فورا مىتوانيم آن را معنى كنيم ، لاريار يعنى « سرخيار » يا « يارسرخ » و اين معنا هم پسنديده و هم برطبق اصول است .
لاريچه
L ric ? e ( h )
لاريچه ديهى است نه چندان بزرگ در عداد ديههاى سميرم سفلى در شهرستان قمشهء اصفهان . دربارهء ديههاى اين روستا ذيل واژهء سميرم توضيحات كافى آوردهايم . « 2 » و تكرار آن خلاف روش معمول ماست . ازاينرو مىپردازيم به معناى نام آن : ولى قبلا بگوييم كه در سال 1345 اين ديه 478 نفر جمعيت داشته است . خوش آب و هواست و از قنات مشروب مىشود و اين ايام آب آن به علت قلت نزولات آسمانى كمتر و كمتر است .
واژهشناسى :
لاريچه چنان كه از نام آن پيداست در تقطيع به اجزاى « لار + ى + چه » تجزيه مىشود . جزء اول « لار » همان سرخ است ، معادل « لار » يعنى « لعل » عربى ( نامواژههاى رارا و راران ديده شود ) و جزء دوم « ى » حاصل مصدر است ، يعنى همان « ى » كه در سرخى داريم . پس « لارى » مىشود سرخى و جزء آخر « چه » علامت تصغير است .
يعنى جايى كه سرخى چندانى ندارد ، يعنى سرخيچه . در برخى از دفاتر دولتى ديده شد كه آن را لاركه نوشتهاند . و در نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران نيز لاركه ضبط كردهاند . اهل محل ديه خود را لارچه تلفظ مىكنند و نه لاريچه . تركيب لاريچه اندكى دور از ذهن است و لارچه بهتر به گوش مىآيد و من به احتمال اقرب به يقين تصور مىكنم كه اولا تلفظ لارچه صحيح است و ثانيا صورت لاركه ، كه ضبط ثانوى است ، ممكن است درست باشد ، و نه لاريچه چونكه تقطيع صحيح آن مىشود « لار + كه » يعنى « كه » يا كهريز سرخ و آنقدر اين اسم شياع دارد و بر روى جوىها و نهرها و امكنه گذارده شده است كه به ذكر امثلهء آن هم نياز نيست . به ياد داريم جويى كه شاه سلطان حسين براى مشروب كردن اراضى كاخ فرحآباد
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 74
( 2 ) - ن . ك . به : عنوان سميرم در همين فرهنگ .