تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
كوهستان است . ( « گر » معادل « غر » مثل غرجستان و نامواژه‌هاى مشابه ) به همين معنى است . بنابراين لاجر به معناى لاىكوه است يعنى صحرايى كه رسوبات آب از كوهستان آمده و در آنجا فرو نشسته است .
لارگان
L rg n
هروقت مردم ايران يا بهتر بگوييم نياكان آريايى آنان كه اين ديه‌ها را آباد كرده و بر آنها نام گذاشته‌اند از چيزى خوش و خشنود مىشده‌اند آن چيز ، آن رنگ ، آن صفت و يا بالاخره آنچه در نظرشان مطلوب بوده است را روى امكنه نامگذارى مىكرده‌اند اين سخن بر عكس هم صحيح است . يعنى هروقت نامى يا صفتى را مكرر ديديم مىتوان مطلوبيت آن را در نظر آرياييان كهن مسلم شمرد . يكى از انواع اين مطلوبيت‌ها واژهء « سرخ » است كه برحسب تفحصى كه نموده‌ام در بيش از دويست محل در تمام ايران وجود دارد و اين امكنه به نام سرخ ، سرخه ، سرخ‌ده ، سرخ‌گل و غيره نامبردار شده است « 1 » ، و هرجا هم خود واژهء « سرخ » ديده نمىشود به يك نحوى مرادف آن وجود دارد . « لال » معادل « لعل » كه مىدانيم همان رنگ « سرخ » مطلوب است ، صدها بار بر روى امكنه گذاشته شده و مكرر گشته است . با واژه‌هاى « لاله » و « لال » و « لالا » بيش از پنجاه محل در اطراف ايران نامگذارى شده است و باز واژهء « لعل » به انواع مختلف به صورت لعل ، لعل‌آباد ، لعل‌گنج ، لعل مرجان و غيره و غيره بر روى نام آباديها ديده مىشود . هروقت خود واژهء « لعل » و يا « لال » و امثال آنها در نامگذارى مورد استعمال واقع نشده باشد تغيير يافته و تحريف يافتهء آن به كار گرفته شده است ، مثل رارا و راران و بسيارى ديگر از اين قبيل و البته مىدانيم كه « لالا » و « لالان » درست همان رارا و راران است ( اين هر دو ديده شود ) كه به علت وجود علامت واحد براى « ر » و « ل » در خط پهلوى و تبديل اين حروف به هم در تداول عامه آنها را به اين صورت مىبينيم . اگر تعجب نمىكنيد مىگويم كه حكيم بزرگوار فردوسى هم در شاهنامهء خود كلمات داراى حرف « ر » و « ل » را به جاى هم استعمال فرموده است ، چنان كه در داستان رزم كاموس كشانى با ايرانيان مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 308 ، 307 ، 306 .
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 706 | محمد مهريار