تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
در اطراف كشور صدها ديه و محل به نام گاو نامبردار مىباشد چون گاو ( بندرعباس ، خلخال ) ، گاوان ( بدره ، هروآباد ) ، گاوانه ( سنندج ) ، گاوانى ( ميانه و غيره و غيره ) .
گونيان
Gowniy n
در جلگهء پهناور ريگزار اردستان كه از سوى خاور به كوير لوت مىرسد ديه‌هاى كهن با نامهاى فاخر بسيار وجود دارد و از جملهء آنها ديهى است به نام گونيان كه آن را در عداد ديه‌هاى حومهء اردستان به حساب آورده‌اند . اين ديه كه نسبتا بزرگ است در سال 1345 فقط 245 نفر جمعيت داشته است و اينك نيز در همين حدود است . « 1 » دربارهء جغرافياى تاريخى گونيان و اردستان همين‌قدر كافى است اشاره كنيم كه بزرگترين و درخشانترين هنر ايرانيان را در بر دارد . اين ايرانيان كهن به‌راستى هنرمند و هنرور بوده‌اند كه از زير اين ريگستانهاى خشك تفتيده ، تفسيده قناتها كنده‌اند ، آبها بيرون آورده‌اند و شهرها و ديه‌هايى چون اردستان و مهاباد و اين گونيان و صدها مثل آن آباد كرده‌اند ؛ و گرنه بر روى زمين كه بنگرى اثرى از آب ، يعنى سرچشمهء حيات به صورت رودخانه نمىبينى ، ولى هنر ايرانيان را مىبينى كه از زير زمين در شكل اين قناتها جريان يافته است . ايرانيان كهن اين ديه را آباد كرده‌اند و يك نام قديمى هم به آن داده‌اند . در اينجا نكته‌اى هست كه بايد اجمالا اشاره كنم و آن اينكه اين آبهاى زيرزمينى به‌هر حال براى برپاى داشتن اين آباديهاى كوچك در تمدن جديد كافى نيست و مناسب آن نمىنمايد . اين است كه ديه‌هايى به اين حالت ، راهى به سوى رشد و ترقى ندارند و اين سخنى است كه دامنهء دراز دارد مگر وقتى ديگر به آن بپردازيم . به‌هرحال ايرانيان كهن اين قنات را درآورده و نام مطلوب و محبوب خود را نيز به آن داده‌اند . ببينيم معناى نام محبوب آنها چيست ؟

واژه‌شناسى :

با دقت در اين واژه متوجه مىشويم كه به صورتى كه به گوش مىرسد از سه جزء « گو + نى + ان » تركيب يافته است . در اين تقطيع جزء اول « گو » صورت ديگرى از
هامش
( 1 ) - ذكر جمعيت ديه‌ها از نظر ما فقط براى اين است كه اجمالا كوچكى و بزرگى ديه روشن شود و گرنه ما از نظر قوم‌شناسى و جمعيت در اين فرهنگ توجه خاص نداريم .