آنجا بازسازى كردهاند چندان مهم نيست . دربارهء جامعهشناسى اين ناحيه بالطبع همهء آنچه در مورد گلپايگان و همچنين خونسار گفتهايم صادق است . محصولات گوگد گندم و جو و حبوبات و كار اهالى بيشتر كشاورزى و دامدارى است .
در فهرستهايى كه نزد ماست اين واژه را گوگد با دو « گاف » فارسى آوردهاند . اگرچه « گوكد » هم تلفظ مىكنند . جزء اول همان « گو » است به معنى گاو كه تا امروز نيز در همهء روستاها معمول است ( نان جو و شير گو ) و اما « گد » با « گاف » پارسى از ريشهء « گد » اوستايى به معنى خواهش ، خواستارى و كمك است و نبايد اين را با « كاف » عربى كه به معنى خانه است خواند . بپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
گوگد از دو جزء « گو + گد » تركيب شده است اما واژهء « گو » همان است كه در زبان اوستايى به صورت « گئوش » به معناى گاو آمده و « گاوش اورون »
( Gaooshoorvan )
يا روان گاو همان است كه به درگاه ايزد مىنالد و در سرود گاتها آمده است . مقدس بودن گاو هم امرى ديگر است كه در ميان بهدينان و بيشتر از آنان در نزد هندوان بسيار رايج است . آن قدر گاو احترام داشته است كه چامين گاو را به عنوان بهترين پاككننده و گندزدا استعمال مىكردند و اين همان است كه زردشتيان كهن را بدان عيب مىنهادند و مىگفتند كه صورتهاى خود را با چامين گاو مىشويند ابو العلاء معرى مىگويد : « عجبت لكسرى و اشياعه و غسل الوجوه به بول البقر » و ايرانيان را به پرستش آتش و همچنين پاككننده شمردن شاش گاو مورد طعنه و ريشخند قرار مىدادند . بههرصورت با مقدس بودن گاو عيبى نيست كه نام آنكه مقدس و گرامى بوده است بر سر نام ديهى درآيد و « گد » همان واژهء فارسى است كه در « گدا » داريم و به معناى خواهشگر است . پس « گد » يعنى محل و خانهء خواستارى گاو . گاو مقدس و محبوب كه معلوم مىشود مردم اين ناحيه در پرورش گاو از پيش تخصص داشتهاند اين را هم بگوييم كه اصلا ناحيهء گلپايگان به داشتن گاوهاى مرغوب و شيرده معروف بوده است ، از پيش چنين بوده تا امروز نيز هست و اخيرا محصولات دامى شير و پنير و غيره به صورت صنايع ماشينى و توليد انبوه رواج يافته و اين از محاسن گلپايگان است و معلوم مىشود گوگد به معناى خواستار و پرورشگر گاو بوده است كه به اين نام بزرگ نامبردار است . توضيح ديگر اينكه در ناحيهء اليگودرز ديهى داريم به نام گوكده كه به معناى خانهء گاو و يا محل و منزلت گاو است و باز هم توضيح ديگر اينكه