كوشكچه
Ko S kc ? e ( h )
ديهى است سرسبز و خرم كه مادى جوهرستان از جنوب آن مىگذرد و هوايى خوش و آبى فراوان دارد ( قبل از خشك شدن زايندهرود در سالهاى 80 - 1379 ) . در دهستان گركن كه اغلب گرفتار مالاريا و بيماريهاى گوناگون بود ، اين ده تقريبا از جمله بر كنار بود و خلق آن سالمتر و بهتر و اسباب معيشتى تازهتر و نيكوتر . مىگفتى اينان را چه افتاده و چه سبب شده كه بهتر زندگى مىكنند . اين ده در سال 1345 جمعيتى برابر 470 نفر داشته است . و اينك جمعيت آن 1051 نفر است « 1 » و اين همه از معيشت بهتر و بهداشت نيكوتر به دست آمده است . اساسا قسمت جنوبى گود گركن زندگانى و سروصورت بهترى داشت و دارد .
خود ديه اگر بدان بنگرى همان خانههاى خشتى و سقفهاى چوبى و كوچههاى تنگ و ساختمانهاى بىقواره را دارد ، اگرچه اخيرا كوچهها را آسفالت كردهاند . بنايى قديمى در آن وجود ندارد و تاريخى روشن نيز از آن پديدار نيست .
واژهشناسى :
كوشكچه از دو جزء « كوشك + چه » تركيب يافته ، جزء اول « كوشك » به همان معنى قصر است كه صدها محل از آن در ايران به انواع مختلفه بدان نامبردار مىباشد . اين كوشكها مسكن همان اشراف پيشين بوده است كه از شهر به روستا رفتهاند و عربها آنان را دهقان مىخواندهاند . اينان از اين جهت به روستاها رفتند كه حكام عرب زندگانى در شهر را براى ايشان مشكل مىساختند ، بنابراين به روستا رفتند و جايگاه آنان و كوشكشان نام محل نيز قرار گرفت . هرچه تاريخ پيشتر رفت از شؤون اشرافى اينان كاسته شد تا ديگر از بين رفتند ولى نامشان بر ديهها بماند . « 2 » اما جزء دوم « چه » علامت تصغير است و اين واژه روىهمرفته به معنى كوشك كوچك مىشود . با واژهء كوشك و تركيبات ديگر آن امكنهء بسيار در اطراف ايران نامبردار مىباشد .
كولهپارچه
Kule ( h ) p rc ? e ( h )
اين كولهپارچه ديهى بود كه برحسب تقسيمات قديمتر بلوك اصفهان و برحسب طومار شيخ بهائى ( سهمبندى آب رودخانهء زايندهرود ) جزو دهستان جى و برزرود به حساب مىآمد .
هامش
( 1 ) - نشريهء 289 م . آ . ا . و سرشمارى سال 1375 .
( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل مدخل كوشك .