قرار داد كه به علت قرب جوار با اصفهان اخلاق ، تمدن ، وسايل زندگانى و غيره و غيره ، همهچيز دارد شهرى مىشود ، به تعبيرى ديگر ، اژدهاى شهر روستا را دارد مىبلعد و ديرى نمىپايد كه از آن اثرى بر جاى نخواهد ماند .
واژهشناسى :
كنگاز كه ذكر آن گذشت در تقطيع به صورت « كنگ + آز » در مىآيد جزء اول اگر به صورت كنگ با « گاف » آمده بود بههرحال نام رودخانهء بزرگى بود كه در متون قديم و حماسههاى باستانى به صورت گنگدژ از آن ياد شده است . ولى در اينجا حسب تداول عامه كه تكيهگاه نسبتا مهم ما در تقطيع و اعرابگذارى و تلفظ كلمه است با « كاف » تازى اول آمده است و نسبتى با « گنگ » باستانى ندارد . بنابراين با همان صعوبتى كه در مورد كهنگ مواجه شديم روبهرو مىشويم . ولى در مورد جزء اول همانطورى كه گفتيم واژهء « كهن » به معناى قنات است . ولى « كهن » به معناى قنات در گويش كرمانى « ه » غير ملفوظ دارد و تلفظ آن « كن » است « 1 » پس كنگاز را مىتوان نوشت « كهنگاز » و تلفظ كرد « كنگاز » . بنابراين « كنگ » يعنى جزء اول واژهء « كنگاز » تخفيفيافتهء كهنگ است كه شرح آن در ضمن واژهء كهنگ گذشت . اما « آز » جزء آخر اين واژه از دو جزء « ا + ز » آمده است ، با جزء اول آن آشناييم كه به معناى آب است و جزء دوم آن حرف هموند است براى سهولت تلفظ يعنى قناتى كه آب دايم معتبر دارد . تنبيه - من خود اين واژهشناسى را نمىپسندم و احتمال مىدهم كنگ در اينجا صفت باشد و كنگاز يعنى آب بزرگ و خوب و زيبا ولى در فرهنگها كنگ به اين معنا را با زمّ اول ذكر كردهاند و اين با تداول عامّه مخالف است و بههرحال جاى تأمل است .
كنگاه
Kang h
كنگاه ديهى است در عداد ديههاى دهستان بهاباد از شهرستان يزد . ديه كوچكى است . در سال 1345 سال آمارى ، « 2 » 15 نفر جمعيت داشته است . بايد دانست كه دهستان بهاباد خصوصا و ديههاى شهرستان يزد عموما كمجمعيت است ، چونكه همه قنات آب است با قناتهايى كه آب چندان ندارد و ازاينرو ديه بزرگ آن فقط خود بهاباد است كه در سال 1345 حدود 1486 نفر جمعيت داشته است . « 3 » كمى جمعيت و كوچكى و حقارت ديهها مانع نشده است كه اين دهستان ديههاى بسيار داشته باشد و بيشتر آنها با نامهاى كهن و
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ گويش كرمانى ، محمود صرافى ، ص 168 .
( 2 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 105 .
( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 102 و 105 .