تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
[ 18
f
]

10 . خسرو [ 1 ] بن ملادان ، چهل سال

پسر عمّ بلاش بوده است و مملكت او بگرفت و مىداشت تا پسر بلاش بزرگ شد و خسرو بگذشت و او جاى پدر بگرفت .

11 . بلاشان [ 2 ] ، بيست و چهار سال

بلاشان ، پسر بلاش بن فيروز است .

12 . اردوان [ 3 ] بن بلاشان ، سيزده سال .

نسب او با پدر مىرود .

13 . اردوان بزرگ اشغانى ، بيست و سه سال .

اين اشغانيان پسر كيكاوس اندوميان ايشان و بلاشانيان فرقى نيست چه از يك خاندان‌اند .

14 . خسرو اشغانى ، پانزده سال .

برادر اردوان اشغانى است .

15 . بلاش بن اشغانان ، دوازده سال .

هم برادر ايشان است .

16 . جودرز [ 4 ] بزرگ بن اشغانان ، سى سال .

اين جودرز بزرگ بن اشغانان آن است كى چون جهودان بنى اسرائيل ، يحيى
شرح
[ 1 ] . اين كلمه در پهلوىhusruvيعنى نيك شهرت است وxusravاوستا به معنى نيكنام و مشهور مىباشد و معرّب آن « كسرى » مىباشد . لفظ اوستائىhusravah( هئوسروه ) به معنى دارنده اسم و رسم و مبيّن درستى و راستى است . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ج 1 ، ص 350 ح ) [ 2 ] . اين نام در پهلوىvalaxshو صورت‌هاى فارسى آن « ولاش » و « بلاش » مىباشد ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ج 1 ، ص 179 ) . [ 3 ] . در پهلوىartapanو در كارنامه اردشيرardavanآمده است . جزء اول كلمهartaبه معنى درستى و راستى و پاكى و پارسائى و تقديس است و جزء دومpanياbanپسوند نگهبانى و حراست است كه جمعا به معنى پاسدار درستى و يارى كننده درستكاران ، معنى مىدهد . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 50 ج 1 ) . [ 4 ] . صورت ديگرى است از نام گودرز كه خود گودرز يونانى شده كلمهGotarzesمىباشد و در متون عربى به صورت‌هاى « جودرز » و « جوذرز » آمده است . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ج 2 ، ص 913 ) .
هامش
( 1 ) .B: ندارد .