تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
بن زكريّا عليه السلم بكشتند ، تقدير ايزدى چنان بود كى اين جودرز اشغانى را بر ايشان گماشت تا همگنان را بكشت و زن و فرزند ايشان به غارت ببرد و بعد از آن نبوّت از بنى اسرائيل منقطع شد و ذلّ و خوارى بديشان افتاد . [ 19
f
]

17 . پيرى اشغانى ، بيست سال .

پسر جودرز بزرگ است .

18 . جودرز اشغانى كوچك ، ده « 1 » سال .

پسر پيرى است .

19 . نرسى [ 1 ] اشغانى ، يازده سال .

پسر جودرز كوچك است .

20 . اردوان آخرين سى و يك سال .

آخر اشغانيان است كى بر دست اردشير بن بابك هلاك شد .

طبقهء چهارم از ملوك فرس و ايشان را ساسانيان گويند .

نام‌ها و عدد ايشان ، آنانك پادشاه شدند ، سى يك پادشاه ، بيرون از بهرام شوبين « 2 » و شهربراز « 3 » كى هر دو خارجى بودند « 4 » و ثبات نيافتند ، مدّت ملك ايشان چهار صد بيست و نه سال و پنج ماه و بيست روز :

1 . اردشير [ 2 ] بن بابك [ 3 ]

چهارده سال و دو ماه پادشاهى « 5 » همه جهان كرد ، چهل و چهار سال و ده ماه
شرح
[ 1 ] . اين نام در اوستا به صورتNairyosangو در پارسى ميانهNarsahو در پهلوىNairyosangآمده است كه در فارسى نرسى شده است و شايد معناى آن جلوهء مرد يا جلوه مردمان باشد . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ج 2 ، ص 1052 ) . فردوسى او را شاه اشكانى كه بعد از بيژن به پادشاهى رسيد معرفى مىكند :چو « نرسى » و چون او رمزد بزرگ * چو آرش كه بد نامدار سترگ7 / 116 / 58 [ 2 ] . اردشير : اين نام در پارسى باستانartaxshaoraبه معنى شهريارى مقدس است كه در پهلوىataxsiraشده است و در فارسى به صورت اردشير درآمده است . مرحوم پور داود آن را « كسى كه به قانون ايزدى يا به تقدس و پاكى فرمانروايى دهد » معنى كرده است . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ج 1 ، ص 36 ) . [ 3 ] . اين نام در پهلوىpapak. ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ج 1 ، ص 147 ) .
هامش
( 1 ) .P: بيست . ( 2 ) .bp: سومين . ( 3 ) .B: شهر برار .P: شهر بزار . ر ك طبرى 13 / 1002 / 1 . ( 4 ) .B: بود . ( 5 ) .p: « همه جهان كرد چهل و چهار سال و دو ماه پادشاهى » را ندارد .