تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
گشت و مدّت پادشاهى ذو القرنين و روميان هفده سال بود و چند ماه ، ازين جملت اسكندر [ 1 ] رومى ، و هو ذو القرنين سيزده سال و چند ماه ، نسب او در تواريخ و انساب اين است : فيلقوس « 2 » بن مصريم بن هرمس بن هردس بن ميطون بن رومى بن ليطى « 3 » بن يونان بن نافت « 4 » بن نوبه « 5 » بن سرجون « 6 » بن روميه بن بريط بن نوفيل بن روم بن الاصفر بن البقن « 7 » بن عيص بن اسحاق بن ابراهيم النّبيّ عليه السلم . و اسكندر لقب است نه نام به روايتى .

جماعتى از ملوك رومى ، قريب چهار سال

اين جماعت را ذكرى و نسبى معلوم نبوده است امّا ايشان را به لقب ، بطلميوس [ 2 ] گفتندى .

طبقه سوم از ملوك فرس ، اشقانيان [ 3 ] بودند « 8 »

مدّت ملك ايشان چهار صد سال و بيست و نه سال « 8 » . نام‌ها و عدد ايشان ، در
شرح
[ 1 ] . اسكندر معرب يونانىAlexandrosاست به معنى « ياورى كننده مرد » يا « مدافع بشر » او پسر فيليپ ( فيلقوس ) است كه در 20 سالگى ( 336 ق . م ) پس از مرگ پدرش بر تخت سلطنت مقدونيه جلوس كرد . او در سال 334 ق . م با صد هزار سپاه از داردانل گذشت و به آسياى صغير رفت و با سپاه ايران در ايسوس در كنار خليج اسكندرون جنگيد و پيشنهاد صلح داريوش سوم را رد كرد و همه شهرهاى ايران را گشود و دختر داريوش سوم را به زنى گرفت و در ( 324 ه . ق ) به بابل رفت و در سى و دو سالگى در قصر نبوكد نصر بابل درگذشت و جنازهء او را به اسكندريه بردند . ( معين ) . [ 2 ] . بطالسه يا بطلميوسيان . سلسله‌اى است كه پس از اسكندر توسط بطلميوس اول در مصر تأسيس شد و افراد آن 30 ق م تا 309 م سلطنت كردند . بطلميوس معرب يونانىptolemalosاست كه اين نام به 16 پادشاه از سلسله بطالسه اطلاق شده است . بطلميوس اول پسر لاگوس پس از مرگ اسكندر بر مصر و سوريه حكومت كرد . و آخرين فرد اين سلسله بطلميوس شانزدهم بود كه لقب قيصر ( سزار ) داشت . ( معين ) . [ 3 ] . اشكانيان سلسله‌اى از پادشاهان ايران قبل از اسلام بودند كه از خراسان ( پارت ) ظهور كردند و قريب پانصد سال از 250 ق . م . تا 226 م . در ايران سلطنت كردند و دائما با روم و مهاجمان آسياى مركزى در زد و خورد بودند پادشاهان اين سلسله عنوان اشك را بر اسم خود مقدم مىداشتند و آخرين پادشاه اين سلسله اردوان پنجم بود . ( معين ) .
هامش
( 2 ) . مقايسه شود با طبرى 13 / 700 / 1 ( 3 ) .p: لطى . ( 4 ) .p: نافث ، طبرى : يافث . ( 5 ) .p: نويه ، طبرى : ثوبه . ( 6 ) . طبرى : سرحون . ( 7 ) . طبرى : اليفز . ( 8 ) .P: اضافه دارد : و عدد ايشان بيست پادشاه .