تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
رضوان اللّه عليهما [ 1 ] بود و مادرش شهربانويه [ 2 ] ، بنت يزدجرد [ 3 ] الفارسى و فخر حسينان بر حسنيان « 1 » [ 4 ] از اين است ، كى جدّهء ايشان ، شهربانويه بوده است و كريم الطرفين [ 5 ] اندو قاعدهء [ 5
f
] ملك پارسيان [ 6 ] ، بر عدل ، بوده است و سيرت ايشان ، داد و دهش بوده و هر كى از ايشان فرزند را ولى عهد كردى ، او را وصيت برين جملت كرد : لا ملك الّا بالعسكر و لا عسكر الّا بالمال و لا مال الّا بالعمارة و لا عمارة الّا بالعدل . و اين را از زبان پهلوى ، با زبان تازى ، نقل كرده‌اند يعنى پادشاهى نتوان كرد الّا به لشكر و لشكر نتوان داشت ، الّا به مال و مال نخيزد ، الّا از عمارت و عمارت نباشد الّا به عدل ، و پيغمبر را - عليه السّلام - پرسيدند كى : چرا همه قرون ، چون عاد [ 7 ] و ثمود [ 8 ] و مانند ايشان زود هلاك شدند و ملك
شرح
[ 1 ] . جمله فعل دعايى : خداوند از آن دو خشنود باد . [ 2 ] . شهربانو يا شهربانويه : طبق روايات مشهور و قول بعضى مورخان مانند يعقوبى يكى از دختران يزد گرد سوم ، آخرين پادشاه ساسانى است كه به حباله نكاح حسين بن على ( ع ) درآمد و از آنان حضرت زين العابدين ( ع ) متولد گرديد و بدين طريق ائمه شيعه از امام چهارم به بعد از طرف حضرت فاطمه ( ع ) به رسول خدا ( ص ) و از طرف مادر به خاندان شاهنشاهان ايران انتساب مىيابند . نام اين دختر در روايات مختلف به صورت‌هاى گوناگون آمده است . ( معين ) . [ 3 ] . يزدجرد الفارسى : يزدگرد ساسانى : از اخلاف خسرو پرويز و پسر شاهزاده شهريار و آخرين پادشاه ساسانى است كه در سال 632 ميلادى به پادشاهى نشست و در سال 651 ميلادى برابر 31 هجرى قمرى كشته شد « و پس از آذرميدخت ايرانيان در استخر فارس او را شاه خواندند و در آتشكده آنجا معروف به آتشكده اردشير ، تاج شاهى بر سرش نهادند و به يارى رستم فرّخ زاد ، سپهبد ، ايران تمام كشور زير فرمان يزدگرد درآمد در حالى كه اعراب مسلمان تا دروازه‌هاى كشور آمده بودند و پس از چند جنگ كه در دوران او ميان ايران و اعراب رخ داد ، اعراب مسلمان بر ايرانيان ، غلبه كردند و يزد گرد از مغرب به مشرق رفت تا از خاقان چين كمك بطلبد ولى سرانجام در اثر خيانت سردارانش در سال 31 ه . ق . در قريه زريق نزديك مرو در كنار رود زريق از شعب رود مرغاب ، به دست آسيابانى كشته شد و دوران سلسله ساسانى به پايان رسيد . ( معين ) [ 4 ] . اولاد امام حسين ( ع ) بر اولاد امام حسن . [ 5 ] . كريم الطرفين : كسى كه از طرف پدر و مادر هر دو نجيب و كريم باشد . [ 6 ] . پارسيان : ايرانيان . [ 7 ] . عاد قومى بودند ساكن عربستان جنوبى كه در ادوار فراموش شده مىزيستند ، هود پيغمبر ، از اين قوم بود و بنا بر روايات به نفرين وى ، باد تند ، آن قوم و كشورشان را از بين برد . ( معين ) [ 8 ] . ثمود نام قومى از اقوام قديم عرب ، كه مسكن آنان در حدود موصل ميان حجاز و شام بوده است و صالح ،
هامش
( 1 ) .B: حسينيان .