خندقى كه دور شهر دارابگرد است يك نوع ماهى بىاستخوان و بىتيغ موجود است كه از آن لذيذتر در دنيا نيست . در فرگ پارچهء لباس و گليم و پرده و دوشاب عالى و دانههاى خوشبو و كتان ، و در تارم دوشاب و انواع ظرفهاى چرمى براى خنك نگاه داشتن آب و دلوهاى آبكشى تهيه مىگرديد . فسا به ساختن پارچههايى كه از موى بز ساخته مىشد و پارچههاى بافته شده از ابريشم خام و تهيه قالى و گليم و سفره و دستمال و پردههاى قلابدوزى مخصوصا به رنگهاى پر طاووسى آبى رنگ و سبز كه در ميان گلابتون بافته مىشد ، شهرت داشت . موادى كه براى رنگ كردن پارچهها استعمال مىشد و فرشهاى نمد و خيمه و خرگاه نيز از فسا صادر مىگرديد .
به گفتهء ابن حوقل ، نقره در نايين و آهن و زنبق در كوههاى اصطخر و سرب و مس و گوگرد و نفت در نواحى ديگر فارس وجود داشت ، اما معدن طلا در آن ايالت نبود . رنگهاى مختلف نيز در فارس به دست مىآمد كه رنگرزان از آنها استفاده مىكردند و از اين رو كار رنگرزى در فارس بسيار رونق داشت .
در خصوص راههاى فارس كتابهاى عربى و فارسى تفصيل زياد دادهاند و مسافتها را عموما با فرسخ تعيين كردهاند ولى متأسفانه شرح يعقوبى كه از مهمترين مراجع ما دربارهء مسالك است در ذكر راههاى فارس ، بسيار ناچيز است و ابن رسته هم در اين موضوع به قدر كفايت مطلبى ننوشته و كسانى كه در اين خصوص تحقيق كردهاند عبارتند از ابن خرداد به و قدامه در قرن سوم ، و پس از آنها اصطخرى و مقدسى [ 1 ] در قرن چهارم هجرى . در آغاز قرن ششم صاحب فارسنامه ، با توجه و دقت شايانى عموم راههاى فارس را ذكر كرده و از اين جهت كتاب وى از حيث بيان جغرافياى اين ايالت ، در آن دوره
هامش
[ 1 ] . اصطخرى 152 ، 155 ، ابن حوقل 213 ، 215 ، مقدسى 442 ، 443 .