حقوق ديوانى آن را در زمان خودش ، يعنى در زمان سلاطين مغول ، پنجاه و دو هزار و پانصد دينار نوشته ، ( كه با هفده هزار و پانصد پوند برابر است ) . در آن شهر مزار شيخ گلندام و همچنين در جلو كتل ، سر راه شمالى ، مزار امامزاده اسماعيل پسر حضرت امام موسى كاظم ( ع ) بوده است . در ناحيهء رامجرد از بركت وجود نهرهايى كه از بالاى بند رامجرد جارى بود غله و محصول فراوان به عمل مىآمد . درين ناحيه قلعهاى بود موسوم به سعيد آباد كه بر فراز تپهء تند شيبى ساخته شده بود . اين قلعه درازمنهء قديم « اسفيدبذ » نام داشت و در زمان خلفاى اموى مكرر مورد استفادهء شورشيان و مخالفين واقع شده بود . بالاخره يعقوب ليث صفارى در پايان قرن سوم هجرى آن را تسخير كرد و پس از مستحكم كردن و ساختن مواقع لازم زندان محكومين سياسى قرار داد . اسم اسفيدبذ ممكن است به طور صحيح خوانده نشده باشد زيرا گاهى هم به صورت اسفنديار نوشته شده و ظاهرا با اسفيدان مذكور در فارسنامهء ابن بلخى و كتاب حمد اللّه مستوفى كه نزديك دهكدهء قمستان و غارى در كوه مجاور آن بوده تطبيق مىكند . [ 1 ] نزديك ساحل چپ رودخانهء كر و به فاصلهء كوتاهى از مايين ، شهر « ابرج » كه آن را به صورت « ايرج » هم نوشتهاند واقع بود و اصطخرى آن را از توابع اين ولايت شمرده و هنوز محل آن در نقشهها ديده مىشود . فارسنامهء ابن بلخى و حمد اللّه مستوفى ابرج را دهكدهاى بزرگ شمردهاند در پاى كوهى كه پاره اى خانهها آنجا ساخته شده بود . قلعهء آن دز ابرج نام داشت كه قسمتى به دست انسان و قسمت ديگر بر اثر سراشيبىهاى دامنهء كوه غير قابل تسخير شده بود . آن قلعه باغستانى نيز داشت و داراى مخازن عظيم آب بود .
شهر اوجان يا ازجان ، در يك منزلى شمال مايين را حمد اللّه مستوفى نيز ذكر نموده ، بدون اين كه تفصيلى دربارهء آن داده باشد . دور نيست اين شهر با محلى كه آن را قدامه « حوسگان » يا « حوسجان » ناميده و اشتباها « خومكان » به چاپ رسيده و در كتاب مقدسى هم باز به اشتباه به صورت « حرسكان » چاپ شده ، يكى
هامش
[ 1 ] . قدامه 196 - اصطخرى 111 ، 117 ، 126 ، 132 - ابن حوقل 197 - مقدسى 432 ، 427 ، 458 - فارسنامه 66A، 81B -مستوفى 174 ، 175 ، 180 - ياقوت : جلد دوم 561 ، جلد سوم 93 ، 838 .