ساخته كه آب جلو اين ديرار بالا مىآيد و مخزن بزرگى را تشكيل مىدهد و چون در امتداد آن سد ، ده چرخاب عظيم ساختهاند به وسيلهء آن چرخابها ( دولابها ) آب بالاتر مىآيد و به اين وسيله سيصد دهكده سيراب مىشود . در هر چرخابى يك آسياب براى آرد كردن گندم نيز ساخته شده بود . طولى نكشيد كه نزديك آن بند شهر بزرگى به وجود آمد . پايينترين بندها بند قصار است كه كربال سفلى را مشروب مىسازد . درياچهء بختگان ، كه رود كر بدان مىريزد ، اگر چه امروز اطراف آن بيابانهايى است ، در قرون وسطى محاط به دهكدهها و شهرهاى آباد بوده است . اين درياچه خود مركب از دو درياچهء متصل است كه در قرون وسطى درياچهء جنوبى را « بختگان » و شمالى را « باسفويه » يا « چوپانان » مىناميدند . آب اين درياچه شور و ماهى آن فراوان است و در حوالى آن بيشهها و نيزارهاست .
ناحيهء جفوز در ساحل غربى درياچه و شهر خرمه نيز در آن ناحيه بوده است ( كه اكنون نيز دهكدهء مهمى است ) و در چهارده فرسخى شيراز سر راه كرمان ، در امتداد ساحل جنوبى بختگان ، قرار دارد . مقدسى در قرن چهارم گويد خرمه روستايى پهناور دارد و قلعهء آن بر فراز كوهى است كه به گفتهء مستوفى قلعهاى مستحكم بوده و چنان كه فارسنامه گويد حوضهاى آب داشته است .
كرانهء جنوب باخترى درياچهء بختگان در ولايت دارابگرد واقع بود و شهرهاى خيره و نيريز در ساحل آن قرار داشت و در فصل آينده از اين دو گفتگو خواهيم كرد .
نزديك ساحل خاورى درياچه ، جايى كه اكنون بيابانست ، در قرن چهارم دو شهر مهم بود : يكى صاهك بزرگ و ديگرى صاهك كوچك ، كه به زبان فارسى چاهك گفته مىشود . در چاهك بزرگ دو راه به هم مىپيوست : يكى در امتداد ساحل شمالى درياچهء بختگان از اصطخر و راه ديگر در امتداد ساحل جنوبى از شيراز مىآمد و از صاهك فقط يك راه به طرف كرمان مىرفت . مقدسى چاهك بزرگ را شهرچهاى شمرده گويد خوشنويسان آنجا معروفند و قرآنهايى به خط خوش نوشتهاند . به گفتهء حمد اللّه مستوفى « آهن آنجا پولادى نيكو دهد » . فارسنامهء ابن بلخى گويد از آنجا « آهن و پولاد خيزد و تيغها كنند و شمشير صاهكى
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 438
مساهمون: منصور رستگار فسايى
ص٤٣٨