تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
خوانند » . سر راه چاهك بزرگ به اصطخر ، در ساحل شمالى قسمتى از درياچهء بختگان كه درياچهء باسفويه يا چوپانان نام داشت دو شهر بود كه در قرون وسطى اهميت بسيار داشتند ولى امروز اثرى از آنها در نقشه‌ها نيست . يك ازين دو در شش فرسخى يا هشت فرسخى چاهك بزرگ بود و بدنجان نام داشت و قريهء آس نيز خوانده مىشد و حمد اللّه مستوفى آن را به فارسى ديه مورد ضبط كرده و در روستاى آن گندم و مورد فراوان به عمل مىآمد . در سمت مغرب ديه مورد به فاصلهء شش يا هفت فرسخ بالاى آن سر راه اصطخر قريهء عبد الرحمن كه به آن آباده نيز مىگفتند واقع بود . اين شهر در ولايت برم واقع بود و خانه‌ها و كاخ‌هاى خوب داشت . قزوينى گويد آب چاه‌هاى آن شهر كاسته نمىشد و گاهى به اندازه‌اى بالا مىآمد كه از سر چاه بيرون مىريخت و سپس پايين مىرفت . در زمان سلجوقيان ، آباده قلعه‌اى مستحكم داشت كه با آلات حرب و آب انبارهاى بزرگ مجهز بود . [ 1 ] رودخانهء سفلاى كر ، پس از الحاق به رودخانهء پلوار از جلگهء پهناور مرودشت مىگذرد . بر اين جلگه از طرف شمال شهر اصطخر و قلعه‌هاى سه گانهء آن مسلط است ، اين جلگه به چند ناحيه قسمت مىشود . حوالى ساحل غربى درياچهء بختگان ناحيهء كربال سفلى و كربال علياست . بالاتر ، در كنار رود كر ناحيهء قالى و حفرك است و در كنار رود پلوار مرغزارهاى ناحيهء قالى مىباشد . در ناحيهء حفرك ( كه در نسخه‌هاى قديمىتر به صورت حبرك نوشته شده ) ، قلعهء بزرگ خوار حوالى قريه اى به همين نام وجود داشت . اصطخرى به اين محل اشاره نموده و فارسنامه مكرر آن را نام برده گويد در نيمه راه بند عضدى ( كه بر رود كر بسته شده ) و آباده كه در كنار درياچهء بختگان است ، واقع گرديده و با هر كدام ده فرسخ فاصله دارد . ياقوت دو بار ، قلعهء خوار را نام برده ولى محل آن را تعيين نكرده است . آب آن از چاه بود و قلعه‌اى مستحكم داشت . جلگهء مرودشت به فراوانى گندم شهرت داشت
هامش
[ 1 ] . ابن خرداد به 48 ، 53 قدامه 95 - اصطخرى 101 ، 131 - مقدسى 437 - فارسنامه 66 ، 68 ،AB، 83A -مستوفى 175 ، 179 - قزوينى : جلد دوم 160 .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 439 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى