جغرافى نويسان ديگر عرب زبان ، بر اين گفته چيزى نيفزوده و نويسندگان مسلمان از قبور و ابنيهء معروف هخامنشى كه عموما آنها را به جمشيد و سليمان پيغمبر نسبت مىدهند ، مطلب سودمندى ذكر نكردهاند . حمد اللّه مستوفى گويد :
« چون اهل اصطخر خلاف عهد كردند و غدر انديشيدند ، مسلمانان در آنجا قتل و خرابى عظيم كردند و در عهد صمصام الدولهء ديلمى امير قتلمش لشكر كشيد آن را به كلى خراب گردانيد و به قدر ديهى مختصر ماند . در ميان خرابىهاى عمارت جمشيدى ، توتياى هندى يا بند كه چشم را مفيد بود و كس نداند كه آن توتيا از كجاست و چون در آنجا افتاده و اكنون مردم ستونهايى كه در آن مانده چهل منار خوانند » .
فارسنامهء ابن بلخى كه در آغاز قرن ششم نوشته شده گويد : « اكنون اصطخر ديهكى است كى در آنجا صد مرد باشند » . بر فراز كوههاى شمال باخترى اصطخر سه قلعه بود ، يكى قلعهء اصطخر يار ، ديگر قلعهء شكسته ، و سوم قلعهء شكنوان . اين سه قلعه را روى هم سه گنبدان مىگفتند . آب قلعهء اولى از درهاى عميق كه جلو آن را سدى بسته بودند مىآمد و درين قلعه عضد الدولهء ديلمى آب انبارهاى بزرگ ساخته بود كه سقف آن بر فراز بيست ستون قرار داشت و هنگامى كه دشمن قلعه را محاصره مىكرد ، آب آن انبارها براى مصرف هزار مرد كه درون قلعه بودند ، به مدت يك سال كفايت مىنمود . نزديك آن قلاع ، بر فراز كوه ، ميدانى بود براى عمليات تمرين سپاهيان كه آن را هم عضد الدولهء ديلمى ساخته بود [ 1 ] رودخانهء پلوار كه جغرافى نويسان عرب آن را « فرواب » و ايرانيان « پرواب » گويند از شمال اوجان يا ازجان در قريهء فرواب جوبارقان ، سرچشمه مىگيرد و نخست به سمت مشرق جارى گرديده سپس در بالاى پازارگاد ، كه محل قبر كورش است ، به جنوب غربى متوجه
هامش
[ 1 ] . بلاذرى 388 - ابن حوقل 194 - و مقدسى 435 - فارسنامه 67B، 81B، 83A -مستوفى 173 ، 174 ، 178 ، 179 - حافظ ابرو 85B، هنوز خرابههاى آن سه قلعه ديده مىشود .G . Morierيكى از آنها را ديده است .
رجوع بهSecond Journey through Persia( لندن 1818 ) صفحهء 83 ، 86 ،De Bodeدر كتاب لرستان :
جلد اول صفحهء 177 .