تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

فارس ( 3 )

ولايت اصطخر و شهر اصطخر يعنى پرس پوليس - رودخانهء كر و رودخانهء پلوار - درياچهء بختگان و شهرهاى اطراف آن - جلگهء مرودشت - بيضاء و مايين - كوشك زرد - سرمق و يزد خواست - سه راه از شيراز به اصفهان - ابرقوه - ولايت يزد و شهر يزد و شهرهاى ديگر آن ولايت - ولايت روذان و شهرهاى آن - شهر بابك و هرات كوره يعنى ولايت اصطخر ، تمام قسمت فارس شمالى را شامل مىگردد و چنان كه قبلا گفته شد اين ولايت در قرون وسطى ، يزد و شهرهاى حول و حوش آن و اراضى و قرائى را كه در امتداد حاشيهء كوير لوت است ، نيز شامل بود . شهر اصطخر ، كرسى اين ولايت محسوب مىگرديد . اسم اصطخر را اعراب بر شهرى نهادند كه در زمان ساسانيان ، يونانيان آن را « پرسپوليس » مىناميدند . اين شهر در كنار رود پلوار بفاصلهء چند ميل بالاى ملتقاى آن به رودخانهء كرو به مسافت اندكى در باختر خرابه هاى كاخ بزرگ و معروف هخامنشيان و صفّهء پهناور آن واقع بود . هنگامى كه مسلمين شهر اصطخر را از طريق صلح و معاهده متصرف گرديدند شهر مزبور اگر چه مهمترين شهرهاى فارس نبود ، از جملهء مهمترين آنها به شمار مىآمد . ابن حوقل در قرن چهارم هجرى دربارهء آن گويد : وسعت شهر اصطخر به يك ميل مىرسد و باروى سابق آن اكنون خراب است ، جلو دروازهء شهر ، پل خراسان ( كه وجه تسميهء آن بيان نشده ) بر روى رودخانه قرار دارد و در عقب اين پل زيبا و باشكوه خانه‌ها و عمارتها در آغوش باغ‌هاى انار و كشتزار برنج واقع است .