تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
شهر جهرم يا جهرم ، ( به فتح يا ضم « ر » ) كه گاهى جزء ولايت دارابجرد شمرده مىشود در جنوب سيمكان و مشرق كارزين واقع است و زمين حول و حوش آن ، خرم و حاصلخيز و قلعهء عظيم آن كه تا شهر پنج فرسخ فاصله دارد و آن را قلعهء خورشه گويند معروف مىباشد . اين قلعه را خواجه نظام الملك وزير مشهور سلجوقيان تجديد و تعمير كرد و بانى اصلى آن خورشه عامل جهرم در زمان خلفاى اموى بود . [ 1 ] در جنوب خاورى جهرم شهر جويم ابو احمد است . ( و از اين جهت نام ابو احمد را به آن اضافه مىكنند تا با آن جويم كه در قسمت علياى رود سكان است اشتباه نشود ) . مقدسى گويد اين شهر در كنار رودخانهء كوچكى است ، اطراف آن نخلستان است و ميان مسجد و بازار ، كوچه‌اى دراز واقع است . ولايتى كه در جنوب باخترى آن قرار دارد ايراهستان ناميده مىشود و نزديك شهر ، قلعهء بلندى است موسوم به قلعهء سميران يا شميران كه حمد اللّه مستوفى دربارهء آن گويد « اهل آنجا سلاح ورز باشند ، پياده رو و دزد و راهزن » . حول و حوش آنجا مرغزارها و چراگاه‌هاى معروفى وجود داشته و بهترين آنها در اراضى بين جويم و كنارهء رود سكان واقع بوده است ، در اين ناحيه استخرهاى آب راكد بسيار بوده و در بيشه‌هاى آن شير زندگى مىكرده . شهر كاريان ، با قلعهء مستحكمى مشرف بر آن ، در يك منزلى باخترى جويم واقع بود و آتشكده‌اى داشت كه آتش مقدس از دير زمان در آن جا نگاه داشته مىشد ، و آن را روحانيون زردشتى به آتشكده‌هاى ديگر جهان مىبردند . قلعهء آن بر فراز كوهى جاى داشت و قابل تسخير نبود . در باختر كاريان نزديك خميدگى رود سكان ، به طرف مغرب شهر لاغر قرار داشت كه حمد اللّه مستوفى در قرن هشتم آن را شهرى بالنسبه مهم دانسته و منزلگاهى در راه كاروانى شيراز به جزيرهء قيس بوده است . نام لاغر ضمن بحث از كمرجان ( يا مكرجان ) نيز آمده ولى اكنون در نقشه‌ها اسمى از اين موضع اخير نيست . بين لاغر و ساحل دريا و در امتداد ساحل راست و شمال رود
شرح
[ 1 ] . اصطخرى 107 - فارسنامه 69A، 82B -مستوفى 175 ، 179 . نام اين قلعه در نسخ مختلف به شكل‌هاى خروشه ، خورشه ، خرشه ، خرشد رخرشر آمده ولى جغرافى نويسان قديم عرب از آن اسم نبرده‌اند .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 412 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى