[ 157
f
] است و به حكم آنك مردى است نيك ، آن را در دست او رها كرد و از وى نستد و اكنون در دست او مانده است .
قلعهء خرشه [ 1 ] : بر پنج فرسنگى جهرم نهاده است و اين خرشه ، كى اين قلعه را به دو منسوب مىكنند ، عاملى بود اعرابى از قبل برادر حجاج بن يوسف و مالى به دست آورد و اين قلعه بساخت و در آنجا رفت و عاصى شد و از اين جهت روا نداشتهاند كى هيچ عاملى صاحب قلعهيى باشد چو « 1 » ، مال ، غرور در سر مردم آرد و قلعه غرورى ديگر و كجا دو غرور در سر مردم شود ، ناچار فساد « 2 » انگيزد « 3 » .
و اين قلعهء خرشه ، جايى حصين است كى به جنگ نتوان ستدن « 4 » امّا گرمسيرست معتدل .
قلعهء رم روان [ 2 ] به نزديك غنديجان « 5 » و آن حدودست قلعهيى محكم ، هواء آن گرمسيرست و آب « 6 » از مصنعها .
قلعهء آباده [ 3 ] . قلعهيى استوارست ، امّا چون ديگر قلاع « 7 » است كى « 7 » كوچك است و هواء آن معتدل است و آب از مصنعه است و بر آن جنگ است .
قلعهء خوار [ 4 ] : حصارى است نه سخت « 8 » محكم ، هواء آن سردسير معتدل است و آب آن از چاه است .
شرح
[ 1 ] . اين قلعه را خواجه نظام الملك تجديد و تعمير كرد و بانى آن خرشه بود . . . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ص 274 ) .
( ر ك نزهة القلوب : ص 133 ) . « و آبش از مصانع است . » .
[ 2 ] . حمد إله مستوفى نام آن را قلعه رم زوان ( نسخه : روم روان ، دم وران ، رم دوان . . . ) و لسترنج آن را رم زوانRam zavanضبط كرده است . ( ص 280 سرزمينهاى خلافت شرقى ) .
[ 3 ] . در استوارى كمتر از ديگر قلاع است و در مساحت كوچكتر و هوايى معتدل دارد و آبش از مصنعه است و مجال جنگ دارد . ( نزهة القلوب ص 133 ) .
[ 4 ] . ر ك نزهة القلوب ، ص 133 .
هامش
( 1 ) .p: بر
( 2 ) .p: فتنه و فساد .
( 3 ) .B: انگيز .
( 4 ) .BP: شدن .
( 5 ) .B: عند جان .p: همان .
( 6 ) .p: آبش .
( 7 ) .p: « است كى » را ندارد .
( 8 ) .p: « و نه » اضافه دارد .