[ 156
f
] « 1 » ذكر قلاع « 1 » [ 1 ] [ فارس ]
قلعهء اصطخر [ 2 ] : در جهان هيچ قلعهيى قديمتر از اين قلعه نيست و هر احكام كى صورت بندد ، آنجا كردهاند . و به عهد پيشداديان آن را سه گنبدان گفتندى و دو قلعه ديگر را « 2 » كى به نزديكى آن است « 3 » يكى قلعه [ شكسته ] « 4 » [ 3 ] و ديگرى
شرح
[ 1 ] . ابن حوقل در صورة الارض مىنويسد : شنيدم از شخصى نويسنده و محصّل بزرگوار و هوشيار كه : در فارس بيش از پنج هزار قلعه تنها ، در كوهها وجود دارند كه به نزديك شهر نيستند ، در شهرهاى آن قهندژهاست و شماره آنها را با رنج بسيار از ديوانها نمىتوان به دست آورد و همچنين است شهرهاى قلعهدار و اين قلعهها چنان استوار است كه هيچ مقتدرى از راه قهر و غلبه آنها را نتوانسته است به تصرف آورد . ( ص 41 ) . در شيراز نامه آمده است كه : نقل است و در تواريخ مسطور كه در فارس قديما هفتاد و سه قلعه بود ، ملوك فرس و سلاطين بهر مصالح شهريارى معمور و معتبر داشتند . ( ص 43 ) .
[ 2 ] . ميرزا حسن فسايى مىنويسد : كوهى در جلگاء ناحيه خفرك ، سفلاى مرودشت به مسافتى از كوهستان ، بريده شمالى فتح آباد مرودشت افتاده است و اين قلعه را جز يك راه نباشد و سر اين كوه چندين هزار درب خانه را جا باشد و به ده بيست نفر مستحفظ ، چندين فوج دشمن را دفع كند . عضد الدوله در حدود سال 360 آب انبارى بر فراز اين كوه بساخت و 40 پايه در آن قرار داد و بر اين پايهها سقفى ببست تا آبش از تابش آفتاب فاسد نگردد و اين است كه نوشتهاند عضد الدوله دريايى بر كوه و كوهى بر دريا گذاشته ، يعنى تالاب قلعه استخر و بند امير بر رودخانه كربال بلندى آن قلعه از 1000 ذرع بيشتر است . ( فارسنامه ناصرى ، به تصحيح دكتر رستگار فسايى ص 1620 ) .
[ 3 ] . قلعه شكسته كه آن را ميان قلعه نيز مىگويند 2 فرسخ ميانه شمال و مغرب فتح آباد در جلگاء بلوك مرودشت افتاده او را سه چهار راه است آبش از آب انبارهاى بارانى و اين قلعه در ميان قلعه استخر و قلعه اشكنوان است . ( همانجا ، ص 1631 ) .
هامش
( 1 ) .p: « ذكر قلاع » را ندارد .
( 2 ) . « را » ندارد .
( 3 ) .p: « كى به نزديكى آن است » ندارد .
( 4 ) . گرفته شده از مقاله استخر . مراجعه شود به صفحه 126supra.