بند را مجرد : از قديم باز ، بوده است و نواحى قريهء را مجرد ، آب از آن مىخورد ، و ويران شده بود ، پس اتابك چاولى آن را عمارت كرد و « فخرستان » نام نهاد .
بند عضدى : هم آن است « 1 » كى در جهان مانند آن نيست و صفتش آن است كى اين نواحى كربال ، پيش ازين بند ، صحرا بود ، بىآب و عضد الدولة تقدير كرد كى چون اين بندمى بساخت ، آب رود كر بر آن صحرا عظيم ، مىگرفت پس مقدّران ، « 2 » و صانعان را بيآورد و مالهاء بسيار بذل كرد تا مصرفهاء آب بساختند از چپ و راست رود كر ، پس شادروانى عظيم كرد از سنگ و صهروج در پيش و پس بند و آنگه اين بند برآورد از معجون صهروج و ريگ ريزه ، چنانك آهن بر آن كار نكند و هرگز آن را خللى [ 152
f
] نرسد و نواحى سربند چندان است كى دو سوار بر آن برود و آب در نيافته شد و جوىها ساختهاند [ ؟ ! ] بر آن و جملهء نواحى كربال « 3 » بالايين ، آب ازين بند مىيابد . و بند قصّار « 4 » بر كربال زيرين ساختهاند و مختلّ شده بود و اتابك چاولى عمارت آن كرد و اين رود كر در بحيرهء بختگان « 5 » مىافتد .
نهر مسن [ 1 ] : منبع اين رود از ميانهء قهستان سميرم و سيمتخت « 6 » است و در نهر طاب مىافتد .
نهر شيرين [ 2 ] : منبع اين رود شيرين از حدود بازرنگ است و نزديكى گنبد ملّغان
شرح
[ 1 ] . رود طاب . . نزديك برج در رود مسن اوفتد و اين رود هم از حدود سپاهان بيرون آيد و به ديه مسن هر دو يكى شوند . ( مسالك و ممالك ص 107 ) . آب مسن از قهستان سميرم و سى تخت برمىخيزد آب بزرگ است ، گذار اسب به دشوارى مىدهد و در نهر طاب افتد طولش چهل فرسنگ باشد » . ( نزهة القلوب ، ص 224 ) .
[ 2 ] . « منبع آن از كوه دينان واقع در ناحيه بازرنج است ، اين رود « فرزك » و جلاذجان » را مشروب مىكند و آن گاه به جريان خود ادامه داده در ناحيه جنا به دريا مىريزد . » . ( صورة الارض ، ص 44 ) . در نزهة القلوب ( ص 224 ) آمده است كه : از كوه دينان برمىخيزد و آبى بزرگ است و گذار اسب به دشوارى دهد و بر ولايت بازرنگ
هامش
( 1 ) .B: همدا انست .P: همدانست .
( 2 ) .B: مقدار آن را .
( 3 ) .P: اضافه دارد : و .
( 4 ) .P: قضا .
( 5 ) .B: بحيكان .P: بجيكان .
( 6 ) .B: سيبسحت .P: سيستحت .