بحيرهء دشت ارژن [ 1 ] : آب اين بحيره ، شيرين است و چون بارندگى زيادت باشد ، اين بحيره زيادت بود و چون بارندگى نباشد ، خشك شود و جز اندكى نماند و دور آن سه فرسنگ باشد .
بحيرهء بختگان « 1 » [ 2 ] : اين ، بحيرهيى است كى در ميان عمارتهاست ، چنانك از آباده « 2 » و خبر « 3 » و نيريز « 4 » و خبرز « 5 » و آن اعمال به ساحل آن بسى مسافتى نيست و اين بحيره نمكلاخ است و در آن بيست فرسنگ باشد .
بحيرهء ماهلويه [ 3 ] : اين بحيره ، ميان شيراز و سروستان است ، نمكلاخى است و سيل آب شيراز و نواحى در آنجا مىافتد و گرد بر گرد آن دوازده فرسنگ باشد .
[ 154
f
] بحيرهء درخويد « 6 » [ 4 ] : بحيرهيى كوچك است ، نهرى از آنجا مىآيد كى
شرح
[ 1 ] . در مسالك و ممالك آمده است كه : « دريا يكى هست يه دشت ارژن از كوره سابور ، درازاى آن ده فرسنگ باشد و آب آن خوش است . ( ص 109 ) . و حمد إله مستوفى مىنويسد : « بحيره دشت ارژن به ولايت فارس ، آب اين بحيره شيرين است ، به وقت بهار ، آبش بسيار بود ، تابستان با كم آيد ، اكثر ماهى شيراز از آنجا باشد دورش سه فرسنگ .
در صور الاقاليم آمده است كه دورش سى فرسنگ بود . . ( نزهة القلوب ص 240 ) . و در صورة الارض مىخوانيم كه دشت ارژن از ولايت شاپور و طول آن ده فرسخ و آبش شيرين است و گاهى خشك مىشود ، چنان كه آب اندكى از آن مىماند و گاهى پر مىشود و ده فرسخ را فرا مىگيرد و در پيرامون آن قرا و عمارات است و ماهى شيراز عموما از آنجا تأمين مىشود . ( ص 46 ) .
[ 2 ] . در مسالك و ممالك آمده است كه : از درياها كى بر آن عمارت است ، بحيره بختگان است كى رود كر در او مىافتد و تا حدود كرمان برسد . درازاى آن مقدار بيست فرسنگ باشد و آب اين دريا نمك بندد و اين دريا در كوره اصطخر باشد . ( ص 109 ) . « ولايات خرمه و آباده و خيره و نيريز ، بر ساحل آن است و تا حد صاهك كرمان رسد . ( نزهة القلوب ص 24 ) .
[ 3 ] . درياچه مهارلو ، ماهلويه و ماهلو ، حمد الله مستوفى آن را بحيره ماهلويه مىخواند . ( نزهة القلوب ص 115 ) . و مىافزايد : « بحيره ماهلويه به ولايت فارس ميان شيراز و سروستان است و سيلاب بهارى شيراز در آنجا ريزد ، دورش دوازده فرسنگ است . » . ( نزهة القلوب ص 240 ) .
[ 4 ] . « بحيره در خويد : بحيره كوچكى است . نهرى كه از آنجا مىآيد نهر « بر و آب » معروف است . ( نزهة القلوب ص 240 ) .
هامش
( 1 ) .PB: بجيكان .
( 2 ) .P: آباد .
( 3 ) .PB: خنر . لسترنج در ترجمه خود ، نام اين قريه را « خيره » نوشته است .
( 4 ) .B: نيزير .
( 5 ) .P: خيرز .
( 6 ) .P: زر خريد .