نهرجرّه [ 1 ] : از ماصرم برخيزد و نخست مسجان را آب دهد و برود و جرّه و نواحى آن را آب دهد و بعضى از روستاء غندجان « 1 » ، پس با نهر بشاپور آميخته شود و در دريا افتد .
نهر برازه « 2 » [ 2 ] : اين رود برازهء فيروز آباد است و منبع اين رود از خنيفقان « 3 » است و شهر و نواحى فيروز آباد [ را ] آب دهد ، پس با رود ثكان آميخته شود و در دريا افتد و اين نهر را به برازهء حكيم ، باز خوانند كى آب از فيروزآباد بگشاد .
نهر كر [ 3 ] : منبع اين رود كر ، از نواحى كلّار است و رودى عاصى است كى هيچ جاى را آب ندهد ، الّا جاىها كى بند كردهاند تا آب در نيافته است و بر نواحى افتاده و بندها كى برين رود كر ساختهاند اين است :
شرح
[ 1 ] . « آب جره از ماصرم برمىخيزد و مسنجان و جره و بعضى ولايت غنديجان را آب دهد و با نهر شاپور آميخته ، در دريا ريزد ، طولش نوزده فرسنگ باشد . » ( نزهة القلوب ، ص 225 ) .
[ 2 ] . در صورة الارض « برزه » . ( ص 35 ) . « از ناحيه دراجان سياه ( اصطخرى : دارجان ) ، بيرون مىآيد و روستاى خنيفقان و جور ( گور ) را سيراب مىكند و از روستاهاى اردشير خره به عرض مىگذرد و آن گاه به دريا مىريزد .
( ص 45 ) . حمد إله مستوفى در نزهة القلوب . . . طولش تا آب سكان رسيد دوازده فرسنگ باشد . ( ص 226 ) .
[ 3 ] . در اصطخرى : ( كروانه ) از كروان برون آيد ، از حدارد و به كروان باز خوانند و به شعب بوان برون شود و ناحيت كامفيروز را آب دهد و به رامگرد و كاسگان و طسوج رسد و يه دريايى رودكى آن را بحيره عمرو گويند و بحيره بختگان نيز خوانند و گويند كى اين آب را راهى هست در زمين دارابگرد كى از آنجا به دريا رود . ( مسالك و ممالك ص 108 ) . و از نهرهايى است كه كشتى برتابد ( ص 97 ) . و ابن حوقل مىنويسد : « . . به درياچهاى در خفرز و نيريز موسوم به درياچه بختگان مىريزد » . ( ص 45 ) . حمد إله مستوفى مىنويسد آب كر فارس در ولايت كلّار به فارس برمىخيزد و آبهاى شعب بواّن و مايين و ديگر رودهاى كوچك فارس به آن پيوسته مىگردد و اين رود بخيل است كه تا بندى بر او نبستهاند ، هيچ جاى به زراعت ننشسته و بندها كه بر آن است : اولا بند را مجرد است و آن قديم البناست در عهد سلاحقه خلل يافته بود ، اتابك فخر الدوله چاولى تجديد عمارتش كرد و فخرستان نام كرد . ديگر بند عضدى كه در جهان مثل آن عمارت نيست از محكمى و نيكويى ، ولايت كربال عليا را آب مىدهد و بند قصار كه كربال سفلى بر آن مزروع است . اين بند نيز خلل يافته بود ، هم اتابك چاولى عمارت كرد و اين رود چون از اين عمارات بگذرد و در بحيره بختگان افتد ، طولش صد و سيزده فرسنگ باشد . ( نزهة القلوب ، ص 219 ) .
هامش
( 1 ) .PB: عندجان .
( 2 ) .P: برازه .
( 3 ) .B: حنققان .P: خنققان .