جولاه بسيار بود .
خشت [ 1 ] و كمارج : [ 2 ] دو شهركاند در ميان قهستان ، گرمسير ، بغايت . و درختان خرما بسيار باشد امّا هيچ ميوهء ديگر نباشد و آب روان دارد امّا گرم و ناخوش باشد و غلّه آنجا بعضى بخس است و بعضى پارياب و مردم آنجا بيشترين ، سلاحور و دزد باشند .
انبوران [ 3 ] و باشت قوطا [ 4 ] : اين جاىها همه متّصل نوبنجان « 1 » است ،
و انبوران شهركى است و از آنجا چند كس از اهل فضل خاستهاند و هواء آن معتدل است و آب روان دارد .
باشت قوطا ، ناحيتى است در قهستان ، سردسير .
جنبد ملغان [ 5 ] : شهركى است كوچك و ناحيتى با آن مىرود و هواء آن گرمسير
شرح
نزهة القلوب نيز آمده است كه « غندجان ، در تلفظ دشت بارين گويند . شهرى كوچك است و گرمسير و يك چشمه كوچك دارد و آب چاهش شور باشد و غلّه آنجا نمىباشد و مردم آنجا بيشتر كفشگر و جولاه باشند و از آنجا اهل فضل برخاستهاند . ( ص 128 ) . و مستوفى در ذكر عجايب فارس مىنويسد : « به دشت بارين در آن كوه چشمهاى است آن را چشمه نوح گويند آبش تداوى علل است و دفع عفونات مىكند و از آن آب به ولايت دور مىبرند ( نزهة القلوب ، ص 282 ) .
[ 1 ] . حشت داراى قلعهى مستحكمى بود و به گفته مقدسى روستايى بزرگ داشت . ( ص 289 سرزمينهاى خلافت شرقى ) .
[ 2 ] . حمد إله مستوفى مىنويسد « خشت و كمارج دو شهرند در ميان كوهستان ، گرمسير و آب روان دارند . . . » ، ( ص 128 ) . در البلدان ، كيمارج است ( ص 15 ) .
[ 3 ] . « در غرب خمايجان ولايت انبوران است كه شهر عمده آن نوبندجان ، نوبندگان يا نوبنجان بود ، اين شهر زمانى از كازرون بزرگتر بود . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 285 ) .
[ 4 ] . شهر انبوران در همين ناحيه واقع بود و نيز در مجاورت آن ناحيه باشت قوطا كه شهر باشت مركز آن هنوز موجود است ، قرار داشت و دو رودخانه در خيد و خوبذان از اين ناحيه مىگذشت . ( همانجا ، ص 286 ) .
[ 5 ] . « در ساحل يكى از شعب رودخانه شيرين ، گنبد ملغان كه محل مهمى سر راه نوبندگان به ارجان است قرار دارد و امروز آن را دو گنبدان گويند و خرابهاى فراوانى در آنجا ديده مىشود . شهر گنبد ملغان از بلاد گرمسير بوده و نخلستان آن شهرت داشته و آن را گنبد ملجان و ملقان هم مىناميدهاند . مقدسى در قرن چهارم از قريه
هامش
( 1 ) .p: نويجان .