تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
سيراف است و گرمسير عظيم است . هزو [ 1 ] و ساويه : و ديگر نواحى ، اعمالى است از ساحليّات كى با جزيرهء قيس رود و به حكم امير كيش باشد و با گرم سير زمين كرمان پيوسته است .

جزاير كى به اين كورهء اردشير خوره مىرود :

جزيرهء لار : جزيرهء افرونى ، [ 2 ] جزيرهء قيس . و اصل همه جزاير ، جزيرهء قيس است وصف آن و ديگر جزاير در كتاب صفت درياها كى بنده تأليف كرده است ، ايراد افتاده است و به تكرار حاجت نيايد « 1 » .

كورهء شاپور خوره

اين كوره منسوب است به شاهپور بن اردشير بن بابك . و اصل اين كوره « بشاپور » است و شهرها و اعمال آن « 2 » اين است : [ 142
f
] [ 3 ] بشاوور : « 3 » بشاپور را چون به تازى نويسند [ بسابور شود ] و « 4 » اصل آن بىشاپور « 5 »
شرح
[ 1 ] . هزو و سايه دوديه است و چند ديه ديگر كه در آن حدود است ساحليات‌اند و از توابع دولتخانه قيس . ( نزهة القلوب ، ص 120 ) . « هزو » در زمانى كه ياقوت آن را ديده خراب بوده ولى در قرن چهارم قلعه مستحكمى بوده متعلق به آل بويه كه زندانيان سياسى را به آنجا مىفرستادند و نزديك دهكده ساويه واقع بوده است كه در نسخه‌هاى مختلف به صورت « تابه » و « تانه » هم نوشته‌اند و تلفظ صحيح آن معلوم نيست . ( آثار شهرهاى خليج فارس ، ص 813 ) . [ 2 ] . همان جزيره « ابرونى » است كه جزيره ابرون بىشك همان هندرابى كنونى است كه با « چين » يا ( حنين ) نزديك جزيره كيش واقع است . ( سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 282 ) . [ 3 ] . كوره شاهپور خره كه معرب آن سابور خره است ، كوچكترين كوره‌هاى ايالت فارس بود و حدود آن از حوزه رود شاپور عليا و شعب آن رود تجاوز نمىكرد ، كرسى اين ولايت در زمان قديم شهر شاپور بود و اصل اين اسم « شاپور » است . ( شاپور در اصل « به شاپور » و « وه شاپور » است يعنى شاپور نيك و با عظمت ) . كه غالبا شهرستان يعنى محل شهر يا كرسى و پايتخت ناميده مىشد . اين حوقل گويد : شاپور شهرى است بزرگ به اندازه شهر اصطخر ولى از آن آبادتر و پر جمعيت‌تر است و مردمانش توانگرترند . در حدود العالم آمده است كه بشابور شهرى است توانگر و از گرد وى يكى باره است ، شاپور خسرو كرده است و اندروى دو آتشكده است كى آن را زيارت كنند و به نزديك وى كوهى است كى بر آن كوه صورت هر ملكى و موبدى و مرزبانى كه پيش از وى بوده است ، نگاشته است و سرگذشت‌هاى ايشان بر آن جاى نبشته است و اندر حدود وى كوهى است كى از وى دودى همى برآيد
هامش
( 1 ) .P: نبايد . ( 2 ) .P: اضافه دارد : « كوره » ( 3 ) .p: بشاور . ( 4 ) .p: ندارد . ( 5 ) .p: نيشاپور .