تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
دو سيف است : « 1 » يكى سيف آل ابى زهير ، يكى سيف عماره و هيچ جاى جامع و منبر نباشد و جز خرما ، ميوه ندارد . لاغر [ 1 ] و كهرجان : اين نواحى كارزين است و گرم سيرست و هوا و آب ناموافق و درختان خرما و مردمان راه زن و درين « 2 » دو جاى ، جامع و منبر است . كران [ 2 ] و اعمال ايراهستان : اين اعمال ايراهستان و كران « 3 » همه در بيابان است و كران « 4 » از اعمال سيراف است و گرم‌سير بغايت ، چنانك به تابستان جز مردم آن ولايت ، آنجا مقام نتوانند كردن از صعبى گرما ، و هيچ آب روان نباشد و نه كاريز . و همه غلّه ايشان ، بخس « 5 » است و جز درخت خرما هيچ ميوه ندارد درختستان خرماء ايشان بر روى زمين نباشد ، كى آب نيابد و خشك شود پس به اندازه درختان « 6 » خرما ، گوى « 7 » [ 3 ] عظيم هر جاى به زمين فرو برده باشند خرما در آن گوها « 7 » نشانده چنانك جز سر درخت پديد « 9 » نباشد تا به زمستان گوها از آب باران پر شود و همه ساله درختان « 10 » خرما سيراب « 11 » باشند و اين از نوادرست كى گويند كجاست كى
شرح
[ 1 ] . « باختر كاريان نزديك خميدگى رود سكان به طرف مغرب شهر لاغر قرار داشت كه حمد الله مستوفى در قرن هشتم آن را شهرى بالنسبه مهم دانسته و منزلگاهى در راه كاروانى شيراز به جزيره قيس بوده است . نام لاغر ضمن بحث از كمرجان ( مكرجان ) نيز آمده ولى اكنون در نقشه‌ها اسمى از موضع اخير نيست و بين لاغر و ساحل دريا در امتداد ساحل راست و شمال رود سكان صحراى ماندستان واقع است . ( همانجا ، ص 275 ) . [ 2 ] . در باختر سيف عماره و در امتداد ساحل دريا ، سيف زهير بود كه « كران » شهر عمده و سيراف و نابند دو لنگرگاه معروف آن بوده‌اند ، اين ناحيه تا نجيرم واقع در آن طرف دهانه رود سكان امتداد داشت و آن طرف اين ناحيه به طرف داخل ، ناحيه ايراهستان واقع بود . به گفته اصطخرى در « كران » گلى بود خوردنى به رنگ سبز و به طعم چغندر ، حمد إله مستوفى « كران » را از توابع ايراهستان شمرده ، گويد : از ميوه جز خرما ندارد و در جنوب آن شهر و ولايت ، ميمند در نزديكى لنگرگاه نابند واقع است . ( ص 278 ، سرزمين‌هاى خلافت شرقى ) . [ 3 ] . گو : گودال . حفره - زين پست و مغاك - به اصطلاح كشاورزان : گوده . -
هامش
( 1 ) .P: « سيف دو سيف است » ندارد . ( 2 ) .B: هيچ . ( 3 ) .P: « همه در بيابان است و كران » را ندارد . ( 4 ) .P: نجس . ( 5 ) .B: درختستان . ( 6 ) .P: گودى . ( 7 ) .P: گودها . ( 9 ) .P: پيدا . ( 10 ) .P: در جهان . ( 11 ) .P: سيراف .