شبانكارگان مسعودى [ 1 ] ، است و هيچ شهرى نيست ، بوشكان و شنان « 1 » از آن اعمال است .
موهو [ 2 ] و همجان و « 2 » كبرين « 3 » : جمله نواحى گرم سير است مجاور ايراهستان و سيف . و دريا و هوا و آب ، گرم و ناخوش است و درختستان خرما بسيار و هيچ جاى ، جامع و منبر « 4 » نباشد .
كارزين [ 3 ] و قير « 5 » [ 4 ] و « 6 » ابزر : كارزين ، شهركى نيكو بوده است و از بسيارى ظلم خراب شده است و قير « 7 » و ابزر دو شهرك است كى با كارزين ، رود ، همه گرمسير است و آب ، آن از رود ثكان خورد و درختستان خرما است و به كارزين قلعهيى محكم است و آب دزدكى « 8 » [ 5 ] كردهاند ، كى از رود ثكان ، آب به قلعه مىبرند و هرم [ 6 ] و كاريان [ 7 ] ازين اعمال است .
شرح
[ 1 ] . درباره شبانكارگان مسعودى رجوع شود به همين كتاب : احوال شبانكاره و كرد پارس .
[ 2 ] . « موهو ، هنجان و كبرين سه شهر است ميان فسا و شيراز . . . » . ( نزهة القلوب ص 120 ) .
[ 3 ] . اصطخرى ، كارزين را به اندازه يك سوم اصطخر شمرده ، گويد قلعه بلندى دارد كه از رود ثكان ، آب به قلعه مىبرند و بلندى آن چنان است كه قلعههاى چند ديگر را كه از آن مسافت بسيار دارند ، مىتوان ديد . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 274 ) .
[ 4 ] . نزديك ساحل راست رود سكان و در جنوب ولايت سيمكان ، سه شهر كارزين و قير و ابزر كه ولايت آنها به نام قباد خره خوانده مىشود ، واقع است . ( همانجا ، ص 274 ) . در البلدان « كيثر » است . ( ص 15 ) .
[ 5 ] . نى يا چوبى تهى كه آب را گذار مىدهد . مكنده تلمبه مانندى از نى يا چوب كه مايعات را به درون كشد و بر اثر فشار به بيرون فشاند . ( لغتنامه فارسى ) .
[ 6 ] . « و هرم و كاريان و مواضع بسيار از توابع صحراى اين عمل است » ( نزهة القلوب ، ص 118 ) .
[ 7 ] . شهر كاريان با قلعه مستحكمى مشرف بر آن در يك منزلى باختر جويم واقع بوده و آتشكدهاى داشت كه آتش مقدس از دير زمان در آنجا نگاه داشته مىشد و آن را روحانيون زردشتى به آتشكدههاى ديگر جهان مىبردند قلعه آن بر فراز كوهى جاى داشت كه قابل تسخير نبود . در باختر كاريان نزديك خميدگى رود سكان شهر لاغر قرار داشت ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 275 ) .
هامش
( 1 ) .P: شناما .
( 2 ) .BP: ندارد .
( 3 ) .P: كرين .
( 4 ) .B: منبر بز .
( 5 ) .BP: فيرور .
( 6 ) .P: ندارد .
( 7 ) .BفيروزP: فيروز .
( 8 ) . آقاى لسترانج اين كلمه را لولهاى مكنده ترجمه كرده است اما احتمالا كلمهاى افتاده است .