تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
قطره [ 1 ] : شهركى است ، هواء معتدل دارد و آب روان و غلّه و ميوه نيز باشد . و در دستگاه حسويه [ 2 ] است ، و معدن آهن است و آبادان است . خيره ، [ 3 ] نيريز [ 4 ] : دو شهرك است و نيريز قلعه‌يى دارد و از آنجا انگور « 1 » بسيار
شرح
[ 1 ] . مستوفى : شهركى است و هواى معتدل و آب روان دارد و غلّه و ميوه در او باشد و معدن آهن است . ( نزهة القلوب ، ص 123 ) . همان « قطرو » يا كدرو است كه در فارسنامه ناصرى هم آمده است . ( ص 157 ، فارسنامه ناصرى ، تصحيح دكتر رستگار فسايى ) . [ 2 ] . در فارسنامه ناصرى آمده است « بزرگ آنها ( جماعت شبانكاره ) حسن بن مبارز بود كه او را به زبان شبانكاره « حسنويه » مىگفتند . ( فارسنامه ناصرى ، ص 237 ) حسنويه از ملوك شبانكاره است : فرزند محمد بن يحيى دارابگرد را داشت در اواخر حكومت ديلميان در فارس و چون مرد ، دو فرزند داشت به نامهاى « بيان » و « سلك » كه بيان به جاى پدر نشست ، اما عمّ او نمرد بن يحيى « بيان » را كشت و دارابجرد را به دست گرفت و در آن وقت سلك از فضلويه مدد گرفت و فضلويه ، ايج و فستجان و اصطهبانات و دراكان و بعضى از دارابجرد به دو داد و سلك پايگاه خويش محكم كرد و اين نواحى به حسنويه رسيد ( فارسنامه ، ص 165 ) و ( ص 138 ) ر ك نزهة القلوب كه مىنويسد ايگ وزرگان را حسنويه در عهد سلاجقه شهرى گردانيد . افراد اين خاندان خراسويه ، فضلويه ، حسويه . . . اند . و ر ك شيراز ، نامه ص 40 . حسويه را اتابك چاولى از ميان برداشت . ( شيراز نامه ، ص 41 ) . [ 3 ] . اين شهر با نامهاى خير ، خيره ، و خياره هم ناميده شده است . در حدود العالم : خير ، كرديان ( دو شهر كند آبادان و با كشت و برز بسيار ) . ( ر ك ص 135 ) و در مسالك و ممالك : ميان جيرفت و سيرگان : ناحت و خير است . ( ص 140 ) . « اگر خواهند از راه سيرگان به راه ناحت روند دو مرحله و از ناحت تا خير يك مرحله . . . » . ( ص 145 ) در نزهة القلوب آمده است : خير و نيريز دو شهركند و قلعه نيز دارند و آنجا كشمش بسيار بود و هوايش به گرمى مايل است ( ص 138 ) . « از داراب تا خير سه فرسنگ » . ( ص 187 ) خير ، بر ساحل بختكان است . ( ص 240 ) . در فارسنامه ناصرى آمده است كه خير نام ناحيه شمالى اصطهبانات است كه دهات شمالى اصطهبانات در آن افتاده است . ( ص 1261 ، تصحيح دكتر رستگار فسايى ) . [ 4 ] . نىريز : در مسالك و ممالك از نواحى داراب گرد است ( ص 101 ) و از سردسيرهاى پارس به شمار مىآيد ( ص 119 ) ، در صورة الارض ، روستاى « خيار » ( خير ) دانسته شده است ( ص 38 ) . در فارسنامه ناصرى آمده كه « در ميانه جنوب و مشرق شيراز ، هوايى معتدل دارد . درازى آن از « خير آباد » تا « حاجى آباد » 22 فرسخ ، پهناى آن از « سرگذار » تا قريه « بشنه » 18 فرسخ . محدود است از جانب مشرق و شمال به بلوك سيرجان كرمان و بلوك شهر بابك كرمان و بوانات و از طرف مغرب به اصطهبانات و بلوك آباده طشك و از سمت جنوب به بلوك داراب و نواحى سبعه . . . آبش از قنات است ، بساتين فاريا بيش پر از فواكه سردسيرى . . . خروارها مويز و دوشاب و انجير خشك و غنچه گل سرخ آن را حمل اطراف كنند . . . » . ( ص 1566 ، تصحيح دكتر رستگار فسايى ) . لسترنج مىنويسد : در شمال خاورى ايگ ، شهر و ولايت نيريز ( به فتح نون ) در ساحل خاورى درياچه بختگان كه زمانى درياچه
هامش
( 1 ) .B: ندارد .