و آب ، از رود است ، آبى خوش گوار . و حومهء « 1 » آن [ تير مايجان ] « 2 » [ 1 ] است و بيشترين ديههاء آن خراب است .
كمه [ 2 ] و فاروق و سيرا « 3 » [ 3 ] : شهركى است و ديههاء بزرگ و نواحى و هواء آن سرد است ، معتدل ، و آبهاء روان خوش دارد و ميوهها باشد از هر نوعى و نخجيرگاه است و همه آبادان است و به حومهء آن « 4 » جامع و منبر است « 5 » .
صاههها [ 4 ] و هراة [ 5 ] : دو شهركاند ، هواء آن معتدل است و آب روان اندك است و از صاهه آهن و پولاد « 6 » « 7 » خيزد و تيغها كنند و شمشيرها ، چاهكى خوانند و هر دو آبادان است و جامع و منبر دارد .
شرح
[ 1 ] . احتمالا در فارسنامه ناصرى اين نام « ليرمنگان » و « ليرمنجان » است . ( همانجا ، ص 1452 ) .
[ 2 ] . در نزهة القلوب ، كمين و فارق دو شهر است و توابع بسيار دارد و هواى معتدل و آب روان و غلّه و ميوه بسيار بود و در آن حدود نخجير بسيار است . ( ص 124 ) . ( و ر ك مسالك و ممالك : فاروق : ص 99 ) . در فارسنامه ناصرى در ذكر نواحى خفرك سفلى آمده است : فاروق همان « پارو » است و كته 3 فرسخ و نيم مشرقى [ فتح آباد ] است . ( ص 1556 ) .
[ 3 ] . لسترنج اين نام را در ترجمه فارسنامه « لسيرا » آورده است .
[ 4 ] . در مسالك و الممالك : صاهك الكبرى و صاهك الصغرى ( ص 98 ) . در صورة الارض صاهك ( ص 33 ) . كه امروز چاهك مىگويند ( ص 246 ) . لسترنج مىنويسد نزديك ساحل خاورى درياچه بختگان در قرن چهارم دو شهر مهم بود يكى صاهك بزرگ و ديگرى صاهك كوچك كه به زبان فارسى چاهك گفته مىشود . ( ص 299 ، سرزمينهاى خلافت شرقى ) . حمد الله مستوفى هم : صاهك را شهرى كوچك مىخواند كه معدن پولاد دارد و حاصلش غلّه است .
( ص 123 نزهة القلوب ) .
[ 5 ] . در مسالك و ممالك : هراة : . ( ص 98 ) . حمد الله مستوفى نيز هرات آورده است . ( ص 123 نزهة القلوب ) .
هامش
( 1 ) .p: « چيرگى » را ندارد .
( 2 ) .Bp: جومه .
( 3 ) . از حافظ ابرو افزوده شده است .
( 4 ) . : به نظر مىرسد كه « لسيرا » خوانده شود بنگريد به صفحه 24 يادداشت 4
( 5 ) . : « به حومه آن » را ندارد .
( 6 ) .p: دارد .
( 7 ) .B: بولا .