اصطخر [ 1 ] و مرودشت [ 2 ] : اصطخر ، در ايّام ملوك فرس ، دار الملك ايشان بوده است و به آغاز ، گيومرث چيزى بنا كرده بود و هر پادشاه كى مىنشست بر آن زيادتى مىكرد و طهمورث ، بر خصوص ، بسيار عمارت آن كرد و چون پادشاهى جهان به جمشيد رسيد ، آن را به شهرى عظيم ، كرد چنانك [ 126
f
] بلوك « 1 » آن ، از حدّ خفرك تا آخر را مجرد بود ، مسافت چهار فرسنگ در عرض ده فرسنگ ، و سه قلعه « 2 » [ 3 ] : يكى ، قلعهء اصطخر ، دوم ، قلعهء شكسته [ 4 ] ، سوم ، قلعهء
شرح
[ 1 ] . كوره اصطخر ، تمام قسمت فارس شمالى را شامل مىگرديد . شهر اصطخر كرسى اين ولايت محسوب مىشد . اسم اصطخر را ، اعراب بر شهرى نهادند كه در زمان ساسانيان ، يونانيان آن را « پرسپوليس » مىناميدند . اين شهر در كنار رود پلوار . . . در باختر خرابههاى كاخ بزرگ هخامنشيان واقع بود . ابن حوقل در قرن چهارم مىگويد : وسعت شهر استخر به يك ميل مىرسد و باروى آن اكنون خراب است . جلو دروازه شهر ، پل خراسان بر روى رودخانه قرار دارد . . . مسلمانان از قبور و ابنيه معروف هخامنشى كه عموما آنها را به جمشيد و سليمان پيغمبر نسبت مىدهند ، مطلب سودمندى ذكر نكردهاند . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 297 ) .
[ 2 ] . به قول فارسنامه ابن بلخى ، نام مرودشت از « مرو » كه يكى از محلات شهر استخر بوده و بعدها جاى آن محله را بوستان جمشيد واقع در زير خرابه هاى تخت جمشيد گرفته ، مأخوذ شده است . ( همانجا ص 300 ) .
[ 3 ] . « . . . بر فراز كوههاى شمال باخترى اصطخر سه قلعه بود يكى اصطخر يار ، ديگر قلعه شكسته و سوم قلعه شكنوان . اين سه قلعه را روى هم سه گنبدان مىگفتند آب قلعه اولى از درهاى عميق كه جلو آن را سدّى بسته بودند مىآمد و در اين قلعه ، عضد الدوله ديلمى آب انبارهاى بزرگ ساخته بود كه سقف آن بر فراز بيست ستون قرار داشت و هنگامى كه دشمن قلعه را محاصره مىكرد ، آب آن انبارها براى مصرف هزار مرد كه درون قلعه بودند ، به مدت يك سال كفايت مىكرد . . . رودخانه پلوار كه جغرافى نويسان عرب آن را « فرواب » و ايرانيان « پرواب » گويند از شمال اوجان يا ازجان در قريه فرواب جوبارقان سرچشمه مىگيرد و از بالاى بازارگاه ، به جنوب غربى متوجه مىشود و به دره اصطخر و جلگه مرودشت مىرسد . . . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 298 ) . در فارسنامه ناصرى آمده است كه : « مشهورترين قلعههاى فارس است . . و اين قلعه را جز يك راه نباشد و سر اين كوه چندين هزار درب خانه را جا باشد . به ده بيست نفر مستحفظ ، چندين فوج دشمن را دفع كند و چون در سر اين قلعه تالاب بزرگى است ، آن را به اين نام گفتند .
عضد الدوله در حدود سال 360 آب انبارى بر فراز اين كوه ساخت و 40 پايه در آن قرار داد و بر اين پايهها سقفى ببست تا آبش از تابش آفتاب فاسد نگردد و از اين است كه نوشتهاند عضد الدوله دريايى بر كوهى و كوهى بر دريا گذاشت . . . » . ( فارسنامه ناصرى ، تصحيح دكتر رستگار فسايى ، ص 1621 ) و ( ر ك شيراز نامه ، بهمن كريمى ، ص 33 ) .
[ 4 ] . بعدا آن را « ميان قلعه » گفتند 20 فرسخ ميانه شمال و مغرب فتح آباد در جلگاء مرودشت افتاده و اين ميان قلعه استخر و اشكنوان است ( همانجا ، ص 1631 ) .
هامش
( 1 ) .PB: ملوك .
( 2 ) .P: « در ساخت » را اضافه دارد .