تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
و چون ضبط اطراف ممالك كرده بود ، بفرمود تا به همه سرحّدها ، دزها و حصن‌ها ساختند و لشكرها را ترتيب كردند تا ثغور نگاه مىداشتند و عمارت راه‌هاء مسلمانان و پول‌ها « 1 » و مانند اين خيرات ، بسيار كرد و سيف ذى يزن [ 1 ] ملك يمن ، به درگاه او آمد به شكايت حبشه و نمود كى سى هزار مرد ، دريا عبره « 2 » كردند [ 2 ] و بلاد يمن فرو گرفتند و زنان را رسوا كردند و قتل‌هاء بىاندازه رفت ، انوشروان انديشه كرد و گفت كى دين اهل يمن ، دين ما نيست تا نصرت ايشان دهيم ، امّا چون استعانت به ما نمودند ، « 3 » اگر يارى ندهيم نام و ننگ باشد و اگر لشكرى فرستيم و آنجا هلاك شوند ، نيك نيايد ، پس رأى ، زد كى محبوسان را كى روى رها كردن ايشان ، نبود از فرزندان ملوك و سپاهان ، همه را برگ و سلاح دهند تا آنجا روند ، اگر ظفر يابند خود همانجا باشند [ 3 ] و اگر كشته شوند خود [ از ] ايشان رهايى يابند ، و فرمود تا بازداشتگان را ، بيرون آورند ، هشتصد مرد بودند ، همه از فرزندان ساسانيان و ديگر نژاد ملوك ، كى ايشان را محبوس مىداشت و ايشان را ترتيب و ساز و سلاح تمام داد و سيف ذى يزن او را گفت اى ملك الملوك ، بدين قدر مردم
شرح
[ 1 ] . سيف بن ذى يزن حميرى كه كنيهء ابو مره داشت كه پيش قيصر رفت و خواست تا حبشيان را از يمن بيرون كند ولى شاه روم نپذيرفت و سيف پيش نعمان بن منذر رفت و او پذيرفت كه كسرى را به حمايت او برانگيزد و انوشروان نيز و هرز را به يارى وى فرستاد . ( طبرى ج 690 / 2 ترجمه فارسى ) . [ 2 ] . عبور كردند ، گذشتند . [ 3 ] . طبرى مىگويد : كسرى گفت ببينيد از همه زندانيان به نسب و خاندان بهتر ، كيست او را سالارشان كنيد . و هرز از همه برتر بود او را با سيف فرستاد و سالارى به دو داد و كسان را بر هشت كشتى نشاند و به هر كشتى صد مرد با آنچه به دريا بايسته بود و برفتند و چون به دل دريا شدند دو كشتى با هر كه بر آن بود ، فرو شد و شش كشتى با ششصد مرد به ساحل يمن و سرزمين عدن رسيد . . . و هرز پسر خويش را كه نوزاد نام داشت به جنگ بفرستاد و وى را بكشتند و اين ، كينه‌ى و هرز را بيفزود و گفت شاه آنها را به من بنماييد . . . آنگاه كمان به زه كرد و بگفت تا ابروهاى وى را ببستند آنگاه تيرى به كمان نهاد و سخت بكشيد و رها كرد كه با قوت به پيشانى مسروق خورد و در سر وى فرو شد و از پشت سر به درآمد و از مركب بيفتاد . . . و پارسيان حمله بردند ، هزيمت در سياه حيشيان افتاد و هرز آهنگ صنعا كرد و بر يمن تسلط يافت . . . كسرى به دو نوشت باز گرد . . . ( ر ك ترجمه فارسى طبرى ، ج ، 2 ، ص 693 ) .
هامش
( 1 ) .P: پلّها . ( 2 ) : عبور . ( 3 ) .B: ندارد .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 236 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى